جدال گلادیاتورها ؛سیاست و ارز!
بازار امروز یک جدال تمام عیار و یک روز ویژه و خاص را بعد از تعطیلاتی خاص تر پشت گذاشت روزی که به قول برخی معلوم نبود میفروشند یا میخرند روزی که حجم هم به شدت درگیر بازار بود و خلاصه شرایط عجیبی داشتم هم خبرها ویژه بود و هم بازار و در نهایت جو منفی امروز بر مثبت ها غلبه میکرد و خوش بین ها در کنج تدافعی بازار بودند و عرضه کنندگان دست بالاتر را داشتند. هر چند همه بازار هم یکدست منفی نبود …
ولی در نگاه کلی بازار خوبی را نداشتیم و با این که صبح خبر ارز تک نرخی شنیده شد ولی بازار از ترس تحولات سیاسی جو منفی به خودگرفت و شرایط را سخت کرد به نظر میرسد باید اتفاقات و تحولات مهم تری برای کمک به بازار صورت گیرد ولی انصافا امروز حجم و خبرهای خوب چیزی کم نگذاشت و نگرانی از بعد بنیادی بازار را کاهش داد ولی چشم همه به صفحه اخبار است …
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که یک جدال بیرحم و خاص بین تحولات سیاسی و چشم انداز اتفاقات اقتصادی را شاهد بودیم از یک سو آمدن همتی تغییر واضح و رسمی سیاستهای احمقانه ارزی که تا به امروز پیش گرفته شده بود و همچنین چشم انداز اینکه شرکتها به زودی با دلار توافقی پیش میروند و این نرخ نرخ رسمی و اصلی کشور میشود بخشی از بازار خریدار بود و در آن سو هم با تحولات و اتفاقات ونزوئلا و همچنین ریسکها و تحولات داخلی برخی هم این طرف میدان معتقد بودند بعد از بازدهی اخیر این تحولات عاملی برای فشار فروش شده و در مسیر عرضه سهم بودند
البته در این جدال و وزن کشی بین عوامل این خبرهای اقتصادی بودند که امروز تا حدودی در برخی سهم ها برنده اصلی بازی بود و فضا را در اختیار گرفتند و در واقع خوشبینی به چشم انداز آتی برنده اصلی بود اما کلیت بازار در خون خود غوطه وربود و از ترس اتفاقات شبگاهی و عصر تیشه به ریشه سهم ها می زد … امروز قصد داریم دو طیف این بازی را که احتمالاً در روزهای آتی هم دوباره چالش بازار خواهند شد کمی باز کنیم و زیر نظر بگیریم
ولی قبل از آن مطابق رفتار همیشه به بررسی مهمترین اتفاقات و رویدادهای هفتهای برویم که به نظر تحولات سیاسی نظامی اقتصادی و ارزی مختلفی را در بر خواهد گرفت.
قبل از هر چیز تحولات سیاسی را خواهیم داشت که موضوع ونزوئلا و خبرها و اتفاقات داخلی در صدر خبرها خواهند بود در حوزه اقتصاد هم موضوع بودجه و بررسی آن در مجلس و همچنین بحث دهکبندی و یارانه و پرداختهای این چنینی و در حوزه ارزی نیز حذف ارز ترجیحی و رسما تک نرخی شدن از مهمترین اتفاقات و شرایط پیش آمده برای هفته پیش روست بی تعارف هفته قبل که مینوشتیم زمستان پرخبر را در پیش داریم فکر نمیکردیم اینطور در گردباد و طوفان تحولات و اتفاقات خبری قرار گرفته که حتی سیاستمداران را هم آچمز کند و دقیقاً این همان چیزی است که بخشی از بازار را به فکر فرو برده و درگیر خود کرده است و این جدال عجیب و غریب فکری را در بازار رقم زده جدالی که به واقع نشان میدهد در چه شرایط حساس و دشواری در تصمیمگیریها قرار داریم…
ببینید بیایید ابتدا با خود ترسیم کنیم که امروز که اینجا ایستادهایم در کجای بازی بازار قرار گرفتیم بازار بعد از جنگ خروج پول گستردهای را شاهد بود و در واقع جنگ و اتفاقات آن باعث شد بسیاری از این بازار کوچ کرده و دیگر آن را خانه امن جریانهای پول خود ندانند و اتفاقاً درست در همین مقطع که پول بچههای بازار در اوراق و صندوقهای طلا میچرخید یکی از قویترین رالیهای بازار و بازدهی خوب رقم خورد و ما شاهد رشد چشمگیر و بازدهی بسیار خاص بسیاری از نمادها بودیم البته در این بین جریان پولهای بیرون و همچنین خبرها و اتفاقات ارزی هم به چشم میخورد اما هرچه که بود بازدهی عجیب و غریبی را برای بازار رقم زد و شاخص در فتح ۴ میلیون واحد قرار گرفت و حجمها رکورد شکنی کرد و شاید بتوان با قطعیت و جدیت بالایی گفت این جز معدود رالیهایی بود که اهالی بازار کمترین حضور و دخالت را در آن داشتند .
بازار آمد و آمد و رسید به نقطهای که در هفتههای قبل قرار داشت و پاییز را به پایان رسید و به زمستان رسید قبلتر از لزوم اصلاحات اقتصادی برای ادامه مسیر رشد بازار صحبت شده بود اما فکر میکردیم این اصلاحات به شکل دیگر و با سرعتی آرام پیش برود ولی ناگهان ورق در عرض چند روز جوری چرخید که همه هاج و واج مشغول تماشا بودند بعد از اینکه بودجه منتشر شد ناگهان در یک چرخش بزرگ همتی که از او به عنوان فرشته نگهبان بازار سرمایه در دوره وزارت اقتصاد یاد میشد به ریاست بانک مرکزی رسید و در اولین روز هم اعلام کرد بساط دزدی نرخ ارز ترجیحی برچیده میشود ، پزشکیان هم پشت بلندگو چندین و چند بار گفت دیگر به هیچ چیز ارز نمیدهیم و آن را به انتهای زنجیره خواهیم داد وزیر کار هم در تلویزیون از درآمدهای ۴ میلیون تومانی هر نفر صحبت میکرد .
بازهم کسی باور نداشت تا این که صبح امروز اعلام شد
ارز نهادهها و کالاهای اساسی از تالار دوم و در درگاه اختصاصی بانک مرکزی با اولویت عرضه ارز تأمین میشود و به شرکتهای دولتی، نهادهای عمومی غیردولتی و صندوقهای بازنشستگی اجازه داده شده است مستقیماً ارز خود را به کالاهای اساسی و نهادهها اختصاص دهند که در صف تأمین معطل نشوند. در این شیوه ارز برای دوره مشخص نوسان کمتری دارد، ثبات بیشتری در قیمت نهادهها ایجاد میکند و معادل ارز ترجیحی پرداختی دولت، بههمراه مبلغی بالاتر در قالب اعتبار کالابرگ به خانوارها پرداخت میشود. به نظر به شکل رسمی این اطلاعیه یعنی ازاین پس فقط یک نرخ وجود دارد و ان هم نرخ تالار دوم است که ۱,۳۱۶,۲۴۴ ریال بود و همه عرضه کنندگان و خریداران به این نرخ معامله میزنند و البته دولت تاکید کرده است اولویت با تخصیص ارز ترجیحی است ولی با همین نرخ … البته شنیده میشد امروز تقریبا همه تقاضا به تالار دوم رفته و نرخ آنها ریال بود …
خلاصه در عرض دو هفته ناگهان سیاستهای احمقانه ارزی که چندین و چند سال دنبال میشد و همه گلو پاره میکردند که اشتباه است تغییر کرد. ناگهان دلار توافقی به نرخ بازار آزاد آنقدر نزدیک شد که نفسهای دلار توافقی پشت گردن دلار بازار آزاد احساس میشد پزشکیان و همتی از حذف دلار ترجیحی صحبت میکردند و این چرخش عجیب اتفاقی تاریخی است که بازار مدتها به دنبال آن بود و حالا چشم اندازی پیش روی اهالی بازار سرمایه و شرکتها قرار دارد که احتمالاً همه چیز در تالاری به نام تالار دوم ارز توافقی شکل خواهد گرفت و دلار احتمالاً هم دولت و هم شرکتها بر این نرخ پیش میروند و به طور کلی این نرخ نرخ اصلی تسعیر و محاسبه ارز خواهد بود اینکه چه آثاری دارد چه میشود و تبعات آن چیست مفصل صحبت خواهیم کرد اما بحث این است که بازار مدتها به دنبال این فرصت میگشت بازاری که نرخ تسعیرش به زحمت تا همین چند ماه پیش به ۷۰ هزار تومان میرسید !!
حالا اعداد ۱۳۰ هزار تومان را پیش روی خود و در چشم انداز را آتی میبیند اگر از تحلیلگران بازار میخواستید اکسل برای شما بزنند با اکراه نرخ دلار را برای سال بعد ۹۰ هزار تومان میگذاشتند امروز این نرخ ۱۳۰ هزار تومان در دسترس است نه سال بعد که همین حالا !! به نظر این آن اتفاق بزرگی است که اهالی بازار باز هم نمیخواهند به آن توجه کنند و رویدادی است که شرایط ویژهای را برای بازار رقم میزند حقیقت امر عقلانیت فعلی تصمیم گیریهای اقتصادی از آنچه فکر میکردیم جلوتر است البته این بدان معنیست که کار بیخ پیدا کرده و چارهای جز تصمیمگیریهای این چنینی نیست …
ما شاید اگر در یک فضای نرمال قرار داشتیم اصلاً نیازی نبود در مورد این مسائل چیزی بگوییم صفوف خرید بازار خود به خوبی وضعیت را نشان میداد ولی دیدیم که امروز جو منفی بود … امروز و به خصوص این روزها که با هم صحبت میکنیم یک عامل مهم دیگر پیش روی بازار قرار گرفته که دوباره تردیدها در مورد روندها را ایجاد کرده است و آن هم موضوع سیاسی است …
قبل از هر چیز این را بگوییم که ما تحلیلگر سیاسی نیستیم و مواضع سیاسی هر فرد میتواند در مورد این موارد متفاوت باشد آنچه ما بیان میکنیم اثر اتفاقات و تحولات سیاسی در بازار است … قرار نیست تحلیلگر سیاسی باشیم و این اتفاقات و اعتراضها را تجزیه و تحلیل کنیم قطعاً مردمی که اعتراض دارند به خصوص به بحث معیشت و اقتصاد کاملاً حق دارند و به نظر اگر بخواهیم یک نظر شخصی بیان کنیم باید بگوییم همانطور که در موضوع جنبش مهسا پس از آن تغییرات بزرگ در سیاستهای اجتماعی رخ داد و هیچ چیز به قبل از آن بازنگشت این بار هم معتقدیم بعد از اعتراضات فعلی در سیاستهای اقتصادی تجدید نظرهای جدی شکل خواهد گرفت و رگههایی از این موضوع را در همین موضوع نرخ ارز شاهدیم البته سختی و تلخی ماجرا این است که با اقتصاد دیگر با زبان زور و این موارد نمیتوان صحبت کرد اقتصاد علم است و اگر امروز سیلی این معترضان و شعارهای آنها را کف خیابان میخورید و میشنوید دلیلش این است که در سالهای گذشته به حرف کارشناسان اقتصادی که مدام توصیه میکردند چنین رفتار نکنید گوش نکردید و باد کاشتید و امروز طوفان درو میکنید …
بگذریم با آن مختصات خاص تغییرات و اصلاحات اقتصادی ارزی بازار باید در آستانه انفجار قرار میگرفت اما امروز شما دوباره رگههای تردید را در صفوف خرید و فروش بازار میدیدید اگر بخواهیم جریانات مسائل سیاسی را به دو بخش تقسیم کنیم ما در حال حاضر در مواجه با دو ریسک سیاستهای خارجی و داخلی هستیم در سیاستهای خارجی تحرکات اسرائیل ،رجزخوانیهای ترامپ و آمریکا اتفاقات ونزوئلا و مواردی از این دست مهمترین عوامل موثر در تصمیمگیریهای اهالی بازار است اما آنچه از لابلای اخبار بیرون میزند این بود که در عین اینکه قرار نیست مذاکرهای صورت بگیرد و به طور کلی مذاکره روی هوا رفته جنگی هم انگار قرار نیست رخ بدهد و اسرائیل از طریق روسیه صراحتاً این پیام را اعلام کرده است البته تهدیدات اخیر ترامپ ماجرا را کمی متفاوت کرده اما وزن آن در حال حاضر خیلی بالا نیست آنچه وزنه منفی بازار شده سیاستها و اتفاقات داخلی است که خود را در قالب این اعتراضات نشان میدهد اگر به خاطر بیاورید بازار آخرین باری که این اعتراضات را به این شکل تجربه میکرد در موضوع جنبش مهسا بود و البته معتقدیم گستردگی اعتراضات فعلی در شهرهای بزرگ بسیار کمتر از آن مقطع بوده و حتی یکی از کسانی که دستاندرکار این ماجرا بود اندازه آن را ۱۰ درصد آن روزها میداند اما وسعت آن در شهرهای کوچک نکته مهم ماجراست با این حال همانطور که آن اتفاقات و آن روزها آثار منفی را در بازار آن مقطع به جا گذاشته بود در حال حاضر نیز معتقدیم این اثر منفی وجود دارد و بی تعارف اگر جریان نرخ ارز نبود و صندوق های تثبیت و توسعه زیر بازار نبودند ، امروز سر بازار را گوش تا گوش میبریدند و همین تحلیلگران و حقوقیها اولین عرضه کنندگان منفی بازار بودند .
و به یک موضوع معتقدیم
اگر میخواهید جریان بازار را با این موارد کمی همراه کنید یک اتفاق وجود خواهد داشت و آن هم این است که دماسنج بازار با این جریانات تغییر خواهد کرد به شکلی که اگر این اتفاقات آرام آرام فروکش کند آتش بازار هم تند خواهد شد و درست برعکس اگر فضا به شکل دیگری بچرخد خریداران صبر و تحمل خواهند کرد و احتیاط را در دستور کار قرار میدهند و فروشنده ها هم اعتبار کم میکنند و دست به ماشه ترند … اما اگر بخواهیم یک نتیجهگیری عمومی داشته باشیم به این موضوع نگاه کنید که آنچه قیمتها را در نهایت به سمت خود میکشاند و سوق میدهد تحولات بنیادی است و معتقدیم جریان نرخ ارز یکی از مهمترین پایههای تغییر تحولات بنیادی است که دیر یا زود قیمتها را با خود همراه میکند پس از فرصت فعلی استفاده کنید …
پس جریان نرخ ارز و تغییرات آن را عاملی قویتر و مهمتر برای تغییرات بازار میدانیم و معتقدیم اهالی بازار به جای آنکه خبرهای سیاسی را هر روز دنبال کنند وزن بیشتری به این اتفاقات و محاسبات بنیادی بدهند و اکسلها را با اعداد جدید به روز کنند و در بازار حرکت نمایند قطعاً چشم همه به تحولات سیاسی خواهد بود اما تجربه این چند سال نشان داده که از دل این اتفاقات به خصوص در بازار رویشها و حرکتهای قوی بیرون میزند که بهتر است به آن فکر کنیم و روی آن تمرکز داشته باشیم و باز هم در پایان مینویسیم که ما تحلیلگر سیاسی نیستیم و نظر خود را در مورد بازار و موارد این نوشتیم ولی به رونق بازارها به واسطه تحولات بنیادی بیش از هر چیز ایمان داریم …
اما با همین مقدمه به سراغ بخش دوم میرویم که سعی میکنیم کوتاه باشد سر شما را درد نیاوریم مهمترین سرتیتر خبرها در روزهای گذشته اتفاقات ونزوئلا بود ونزوئلا چه در زمان آن مرحوم یعنی چاوز که آغاز بدبختی آن مملکت بود و چه در حال حاضر یکی از مهمترین استراتژیکترین شرکای به خصوص اقتصادی ایران به شمار میرفت که سقوط فعلی آن و سر خوردن به دامن آمریکا یک شکست دیگر برای سیاستهای خارجی ما بود و حتی معتقدیم همسنگ سقوط اسد آثار زیانبار اقتصادی را در پی خواهد داشت . کافی سات نگاهی به سرمایه گذاری های ایران خودرو و تایرا و کیسون و … داشته باشیم .
بزرگی میگفت هر کسی بر ضد ۳ چیز شرط بندی کند در نهایت بازنده است یک ازادی دو دموکراسی و ۳ اقتصاد و چه عجیب که تمام متحدان ما در این ۳ بازنده بودند !! اما حرف ما این موارد هم نیست حرف ما این است که کسانی که این روزها دهان باز میکنند و از سیاستهای ارز ترجیحی و اقتصاد دستوری و دولتی حرف میزنند یک بار وقت بگذارند و یک ساعت آنچه در ونزوئلا گذشت را با خود مرور کنند از زمان چاوز تا به امروز … ونزوئلا دیروز سقوط نکرد نزوئلا مدتها سقوط کرده یا بهتر است بگوییم
ونزوئلا ۳ بار سقوط کرد
سقوط اول وقتی بود که چاوز با شعارهای چپ و سوسیالیستی حاکم شد و سقوط دوم وقتی بود که طی چند سال تورم و سیاست های غلط اقتصاد بزرگترین کشور نفتی با ذخایر عجیب و عظیم را نابود کرد اقتصاد این کشور طی ۱۰ سال اخیر با تورم سهرقمی و مهاجرت گسترده، دچار فرسایش طولانیمدت شده است. بر اساس این آمارها، بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ تولید ناخالص داخلی با سقوط ۷۲ درصدی از ۳۷۲ میلیارد دلار به ۱۰۲ میلیارد دلار رسیده است.
و سقوط سوم …ربودن مادورو بود …
سقوطی که این چنین سریع رخ دهد ، قبل ترش در اقتصاد و جیب مردم رخ داده … حالا ان کسانی که شعارهای چپ گرایانه و رویایی به مردم میدهند این اتفاقات را پیش چشم خود داشته باشند و باز هم تاکید میکنیم اقتصاد علم استاتفاقا علم زیبایی است.
اقتصاد میتواند دوست و یار سیاستمداران باشد. با او مهربان باشی با تو مهربان و بخشنده است . با او یار و همراه باشی چندبرابر کمکت خواهد کرد. اما روی دیگری هم دارد …به شدت کینه ای است و فراموش نمیکند. بخواهی در بندش بکشی و دستور بدهی شاید موقتا صدایش در نیاید اما جایی سیلی محکمی به گوش سیاستمداران و دستور دهنده ها خواهد زد …
این چیزی است که سیاسیون بارها میبینند و سیلی اش را میخورند اما باز فراموش میکنند…
بتا سهم











