قفل های پشت خطی !
عجب روزهایی شده پرهیجان و خاص و البته امروز کمی فشار فروش در بازار در نیمه دوم در برخی نماد های بزرگ بیشتر بود ولی نه به شکلی که چالش افرین باشد و همچنان قفل های پشت خط صف خرید چشم گیر است .
امروز هم بازار با انرژی خوبی آغاز کرد و البته گوشه چشمش به اخبار سیاسی و بازگشایی شرکتها و تحولات لبنان توجه میکرد اما اینها مواردی نبود که او را از صف زدن و فضای قوی ایجاد شده دور بدارد از سمت دیگر انرژی مثبتی که از دل گزارشها گرفته بود او را شجاعتر و در صفوف خرید راستینتر و استوارتر کرده بود و از همین رو بود که بازار حتی در برخی نمادها که کمی به سمت عرضه پیش رفت خیلی زود خود را جمع و جور کرده و دوباره تقاضای خوبی را شاهد بودیم
نکته بسیار مهم و سوال فعلی بسیاری از سهامداران این است که این جو مثبت تا به کی ادامه خواهد داشت برای واکاوی این پرسش و رسیدن به نتایجی که بتواند در بازار راهگشا باشد باید به این موضوع پاسخ بدهیم که دلیل رشد این روزهای بازار چیست وقتی دلیل رشد را پیدا کردیم میتوانیم در صورت نقض آن در مورد ریزش هم فکر کنیم
ولی به یاد داشته باشید عامل نقدینگی علت رشد بازار نیست معلول شرایط فعلی است …
امروز این مسائل را بیشتر صحبت خواهیم کرد تا اگر در روزهای آتی اتفاقاتی در سمت عرضه رخ داد حداقل چهره بازار دوباره مات و مبهوت تماشاگر این صحنهها نباشد بارها در همین ستون و مطلب تاکید کردیم که دلیل رشد بازار دو عامل کمرنگ شدن سایه جنگ و کاهش ریسکهای سیاسی و فصای بنیادی قوی در شرکتها و گروههاست که اولی خود را در اخبار مذاکرات میانجیگری قطر و پاکستان نشان میداد و دومی خود را در کدال و گزارشهای ۱۲ ماهه و میان دورهای و ماهانه میدیدیم
به نظر وقتی در مورد مسائل سیاسی صحبت میکنیم نقض کننده این ماجرا همان تحولاتی است که رخ داده و در ادامه ممکن است برای بازار چالش برانگیز شود
حقیقت امر اگر بخواهیم این موضوع را ساده سازی کنیم آن را بر مبنای سه سناریو برای خود ترسیم خواهیم کرد سناریو اول سناریوی جنگ است بسیاری همچنان بر این عقیدهاند که تمام این اتفاقات و رویدادها بازی آمریکاست و او دشمنی غیر قابل اعتماد حیلهگر و مکار است که دوباره در پی غافلگیر کردن ایران و حمله مجدد است و این بار چون حمله را سختتر میبیند حاضر به ریسک کردن در بازار نیست و نشانههای آن را هم از تحولات اسرائیل در لبنان و پاسکاری مجدد توافق هستهای چالشهای تنگه هرمز میبیند
و وقتی چنین دیدگاهی را دارد و به چنین سناریویی وزن میدهد قاعدتاً فقط باید تماشاچی شرایط فعلی باشد و نگاه کند و یا احتمالاً در صندوقهای طلا حاضر باشد حقیقت امر ما که تحلیلگر سیاسی نیستیم اما در چهره فعلی اخبار چنین چیزی حداقل دیده نمیشود البته این را هم بگوییم قبل از جنگ قبلی هم چنین چیزی دیده نمیشد ولی تفاوتش این است که این بار یک بار همه جنگیدند و روی جنگ را دیدند…
گزینه و سناریو دوم که اتفاقاً طرفداران پروپا قرصی دارد این است که ترامپ فعلاً همه چیز را فریز میکند و فشار محاصره را برنمیدارد به همین شرایط نه جنگ و نه صلح ادامه میدهد تا کار به جایی برسد که یا طرف مقابل به پیشنهادات او تن بدهد و یا دوباره جنگ آغاز شود
تفاوت این سناریو با سناریوی بالا این است که اولاً ریسک جنگ را کامل نمیبیند و به توافق و صلح هم وزن میدهد نکته مهمتر اینکه یک بازه زمانی که البته هیچکس هم نمیداند چقدر است پیش روی همه ترسیم میکند اتفاقاً در این بازه زمانی که این روزها هم شامل آن میشود بازار میتواند با توجه به شکل و فرم اخبار و دور بودن و نزدیک بودن سایه جنگ تصمیمات خود را بگیرد در حال حاضر این سناریو در حال اجرا شدن است و بازار با افق توافق و کاهش ریسکها عمل میکند و جنگ را نمیبیند…
اما این سناریو نمیتواند مدام ادامه داشته باشد و جایی باید این شرایط به پایان برسد یعنی شاید در کوتاه مدت ما این فضا را داشته باشیم اما در میان مدت چنین چیزی امکانپذیر نیست
و اما سناریوی سوم نیز سناریوی توافق است که بازار در حال حاضر وزن بالایی به آن میدهد هیچکس منکر این نیست که مذاکراتی انجام شده و شرایط نسبتا خوب پیش میرود به هر حال رفت و برگشتهایی این میان انجام شده و چالشهایی وجود دارد اما مذاکره و توافق احتمالی میتواند ریسک جنگ را از سر بازار بردارد و منافع اقتصادی را نیز به همراه داشته باشد صد البته با حرفهای ترامپ احتمالاً متوجه خواهیم شد که این منافع خیلی هم قوی نیست اما فشار تحریم کمتر میشود ولی برداشته نمیشود
و این سناریوی است که در حال حاضر وزن بسیار بالایی در بازار دارد تا وقتی ما سناریوهای دوم و سوم را مدنظر قرار میدهیم بازار نمیتواند ریسک ریزش سنگین را داشته باشد و جوری پیش میرود که هم ریسکها را نگاه میکند و هم فرصتها را بررسی میکند و اینجاست که مسیر موازی دیگری هم برای او ترسیم میشود تا تصمیم سازی کند
یعنی اثرات و متغیرهای بنیادی که میتوانند آثار مهمی در جریان سودسازی بازار داشته باشند یا همان تکیه بر عوامل بنیادی که میتواند فضای بازار را پیش ببرد بر هیچکس پوشیده نیست که تا به امروز این فضا و این گزارشها و جریانها و چرخشها و گردشها مسیر بازار را مشخص کرده و به خوبی ذائقه بازار در زدن صفوف خرید و تمایل به خریدها روشن است اما کجای این بازی میتواند برهم بخورد به معنای دیگر وقتی اوضاع سیاسی نرمال است ریسکی بازار را تهدید نمیکند چه تحولی باعث برهم خوردن این فضا و این شرایط میشود
یکی از شروط گزارشهای ضعیف بود که چنین چیزی محقق نشد و امروز در مورد گزارشها در بخش دوم صحبت میکنیم اما چیزی که همچنان از آن میترسیم دستکاری عوامل موثر در فضای شرکتهاست مثلاً قطعی گسترده برق یا گاز یا فعالیتی که فضای شرکتها را مختل کند نظیر اثرات محاصره دریایی و… اینها مواردی است که میتواند این نظم را بر هم زده و این شرایط را تغییر دهد
در غیر این صورت تنها حالتی این موضوع را بر هم میزند که یک گزارش ناامید کننده از شرکتها و صنایع برسد و یا قیمتها آنقدر رشد کند که دیگر منطق ریسکها فرصتهای فعلی را توجیه نکند یا به عبارت سادهتر سرعت رشد زیاد میشود و بازار در کنار این فضا و این قیمتها ریسکهای سیاسی را قرار میدهد و دو تا چهارتای محاصره و تحریم را کنار جنگ و صلح میگذارد و تصمیم به فروش میگیرد اما هنوز به این نقطه نرسیدهایم احساس میکنیم حدود دو هفته دیگر با این فضا فاصله داریم البته بسیاری از نمادها طی همین هفته به مرز تعادل میرسند و نقاط منطقی را خواهند دید اما میتوان اذعان داشت که هنوز برخی از صنایع قابلیتهای خوبی برای دو هفته آتی خواهند داشت
پس فعلاً به جای اینکه نگران برهم خوردن این نظم و این شرایط باشید به این فکر کنید که همچنان هستند گزینههایی که میتوانند بازدهی خوبی را در بازار نصیب ما کنند و مترصد یک فرصت برای خرید آنها باشید به جای زیر بغل مار ریزش بازار گشتن به دنبال گزینههای ذخیره خرید بوده که هر آن بر اثر هر خبر یا اتفاقی بازار متعادل شد گزینههای خرید شما آماده باشد
جمعبندی موارد بالا این است که فعلاً با فضای سیاسی فعلی که همچنان طرفین بر مذاکره و توافق امیدوارند ریسک جنگ و تقابل سیاسی خیلی بازار را تهدید نمیکند و در حالی که هنوز نقدینگی زیادی پشت خط سهمهای بازار وجود دارد عرضه احتمالی در دو هفته آتی بیشتر فرصت خرید برای بسیاری از نمادها خواهد بود اما هرچه جلوتر برویم دامنه خرید سهام تنگتر و کوتاهتر خواهد شد و انتخاب سهم با وسواس بیشتری باید صورت گیرد در این میان احساس میکنیم حتی از اواخر این هفته کم کم تعداد نمادهای متعادل بازار هم افزایش خواهد یافت و البته در کنار این فضا بازگشایی نمادهای آسیب دیده هم احتمالاً یکی از عوامل موثر در فضای فعلی بازار خواهد شد
و اما در بخش دوم به سراغ گزارشها میرویم که شک نداریم این انرژی مثبتی که بازار پیدا کرده و این شجاعت در صف زدنهای پی در پی ناشی از همین بار مثبت گزارشهاست
گزارشهای اردیبهشت به پایان رسید و معتقدیم یکی از بهترین و خاصترین گزارشهای سالهای اخیر بوده که انرژی مضاعفی را به بازار تزریق کرد دیروز هم نوشتیم اگر این گزارشها حتی با درصدی کمتر تکرار شود و خرداد همین فضا باقی بماند ما احتمالاً گزارشهای میان دورهای خوبی مواجه خواهیم بود که به خوبی قیمتهای فعلی را توجیه خواهد کرد
اما اگر بخواهیم با شکل کلان تری به موضوع نگاه کنیم ماجرا این است که تورم عجیب و غریبی در دل کالاها ایجاد شد و در حالی که تولید کنندگان این کالاها این موضوع را در فروشهای خود میدیدند تورم به قیمت سهام و ارزش دارایی سهامدارانش اضافه نمیشد و این موضوع برای چندین سال تکرار شده و انباشته گشت و حالا جایی در حال پرایس شدن روی قیمت تابلوست
ما با شرکتهایی مواجه ایم که بعضاً فروش چند ماه آنها از مارکت شرکت بیشتر میشود و این خود نشان دهنده عدم لحاظ شدن این تورم در بازار سهام است و اینجا یک نکته مهم وجود دارد اگر شرکتها بتوانند حاشیه سود را حفظ کنند و آن را در سمت سود نیز نشان دهند یک انفجار سودسازی و رشد میتواند محقق شود در غیر این صورت گزارشهای مبتنی بر فروش جایی فقط انرژی بازار میشوند و اگر منجر به سودسازی نشود دوباره چون فوارهای فرو میریزد
یعنی اگر حاشیه سودها نرمال بوده و این موارد روی صورت سود و زیان بنشیند ما یک رالی تمام عیار را در آرامش سیاسی خواهیم داشت حتی بسیاری از قیمتهای فعلی قیمتهای رویایی و دست نیافتنی آینده خواهند شد اما اگر فضا در سمت سودسازی با حاشیه سود همراهی نکند و شرکتها اسیر هزینهها و جریان هزینه سازی شوند به نظر خیلی زود این بهار دلنشین و تابستان گرم به پاییزی غم انگیز و زمستانی سرد تبدیل خواهد شد
در حال حاضر چنین نشانههایی را نداریم و نمیبینیم اما باید چهار چشمی به فضای فعلی نگاه کرد و خوشبینی مفرط را کنار گذاشت نه آن بدبینی قبل از بازگشایی بازار درست بود و نه این خوشبینی عجیب میتواند ادامه دار باشد
خط کش شما برای این ماجرا جریان سودآوری و پی بهای است شاید جایی جریان پول این خطکش را بالا و پایین کند اما تجربه نشان داده در نهایت این خطکش ارزندگی و شرایط بنیادی است که جواب داده و سودسازی میکند
و هدف از گفتن و نوشتن این موضوع این بود که با انتشار گزارشهای ماهانه و اتمام آنها و همچنین ادامه گزارشهای ۱۲ ماهه و برگزاری مجامع اطلاعات دقیقتری از شرکتها و نمادها خواهیم گرفت این باعث خواهد شد در تصمیم گیری و تصمیمسازی در تغییرات پورتفو منفعلتر و فعالتر عمل کنیم
به صفوف خرید و فروش فعلی نگاه نکنید تجربه نشان داده این صفوف در کسری از ثانیه آب میشوند آنچه برای ما مهم است برآوردی از سودسازی و چشم انداز آینده است و مطمئن هستیم کسانی که در این فضا پا در ارزندگی و شرایط بنیادی شرکتها گذاشته باشند بیشترین منفعت را خواهند برد …
قفل های پشت خط صف خرید/قفل های پشت خط صف خرید /قفل های پشت خط صف خرید /قفل های پشت خط صف خرید











