ترس و خنده ! 

امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که حس تردید و ترس در بازار وجود داشت ولی در نهایت بد نبود و با وجود تمام ترس ها با لبی خندان خود را به پایان  راه و خط پایان  رساند  . امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که شدت مثبت‌های بازار امروز نسبت به روز گذشته اندکی کمتر بود اما همچنان فضای خوبی را در بازار شاهد بودیم یک نکته در بطن بازار این روزها و امروز وجود دارد که فضای بازار را از آنچه در ذهن سهامداران است متمایز می‌کند

امروز سعی می‌کنیم کمی در مورد این صحبت کنیم که نگرانی به حق سهامداران است.

اولین موضوع آن ترس از غافلگیری است یکی از مواردی که این روزها دلیل واضح و روشن این است که بازار با جدیت و قطعیت بار قبل در سمت خرید حاضر نمی‌شود این بوده که ترس از غافلگیری اتفاقات غیر منتظره و عجیب را دارد ما با شخص عجیبی به نام ترامپ مواجه ایم که هر لحظه ممکن است هر تصمیمی بگیرد و البته این طرف هم کم نمی‌آورد و نشان داده که تصمیمات ناگهانی را در دستور کار دارد پس یکی از دلایلی که می‌بینید بازار با طول موج‌های بلند و صفوف خرید سنگین مواجه نیست ترس از غافلگیری و اتفاقات ناگهانی است که ممکن است رخ دهد و او بماند و دوباره سهم‌هایی که در بازار زیر سایه خبرهای منفی سیاسی منفی می‌شوند

دلیل دیگر عدم اطمینان است این عدم اطمینان در دو حوزه در حال حاضر در ذهن بازار رخنه کرده و ذهنیت سهامدار را با توجه به شرایط فعلی مشغول کرده و در دست گرفته است یا اگر بخواهیم به زبان دیگر بیان کنیم باورپذیری بازار نسبت به دو موضوعی که ذکر خواهد شد کم شده اعتقاد و اعتماد دوره بهار که بازار رالی خوبی را تجربه کرد ندارد این باورپذیری در دو حوزه مشهود است

اول باورپذیری به فضای آرامش فعلی یا صلح فعلی و دومی باورپذیری به روند تداوم گزارش‌ها و شرایط خوب بنیادی در واقع این دو حس وقتی کم می‌شود نتیجه آن را در کاهش طول موج‌های بازار و صفوف خرید آن می‌بینیم و می‌بینیم که امروز تعداد نمادهای مثبت بازار کمتر و جریان عرضه قوی‌تر پیش می‌رفت و البته نکته مهم این است که اگر قرار است چیزی تغییر کند تغییر همین باورپذیری در اخبار و گزارش‌هاست

خبرهای سیاسی باید با قطعیت و شدت بیشتری در بازار جولان بدهد یعنی بازار باید به شکل قطعی‌تری نسبت به روند خبرهای سیاسی اطمینان حاصل کند همین حالا که با هم صحبت می‌کنیم نمی‌دانیم تکلیف فعلی چیست بار قبل مذاکره‌ای بود تفاهمنامه امضا شد و این شرایط باعث شد بازار اطمینان خوبی نسبت به فضا پیدا کند اما در حال حاضر نه صحبت از قرارداد و تفاهم‌نامه جدید است و نه مذاکره جدید و فعلاً طرفین فقط از راه دور با هم حرف می‌زنند فقط تنها موضوع ماجرا این است که فیتیله جنگ و حملات شبانه کاهش پیدا کرده و متوقف شده …

 این را فراموش نکنید که به محض اولین شلیک دوباره شبانه بین طرفین این خوشبینی که در بازار ایجاد شده فروکش می‌کند و بخشی از دلیل بدبینی بازار هم همین است که با قدرت و جدیت سهم نمی‌خرد جنگ‌های شبانه‌ای که برای بازار تبدیل به عادت شده بود حالا با آغازش دوباره پالس منفی ارسال می‌کند به هر حال صلح فعلی صلحی شکننده و ناپایدار است اما قابلیت اینکه فعلاً جو بازار را حفظ کند خواهد داشت اما قابلیت اینکه بتواند یک موج جدید طولانی و با قدرت ایجاد کند را ندارد

در مورد گزارش‌ها هم این را باید گفت که به نظر اینجا بازار در حال اشتباه است یک نکته را بگوییم و بعدها مفصل‌تر صحبت کنیم نکته اصلی این است که همه ما طی این مدت با گوشت و پوست خود تورم را لمس کردیم وارد مغازه و فروشگاه شدیم و دو تا سه برابر شدن قیمت‌ها را هنگام کارت کشیدن لمس کردیم

اما وقتی پای گزارش‌ها و آثار مالی شرکت‌هایی که همین کالا را تولید کردند می‌رسد با حس تردید به این ماجرا نگاه می‌کنیم البته ممکن است مقدار فروش کاهش پیدا کرده باشد یا حاشیه سود دستخوش تغییر شود اما بر هیچکس پوشیده نیست که کیک فروش شرکت‌ها بزرگ شده و این کیک فروش اگر با حفظ حاشیه سود همراه شود جریان سودآوری را نیز بزرگتر خواهد کرد

این چیزیست که هنوز بازار به آن باور ندارد برای همین است که دیروز می‌نویسیم اگر واقعاً اعداد فعلی که در گزارش‌های میان دوره‌ای وجود داشته تکرار شود بازار در قیمت‌های فعلی خنده‌دار است.

و در جمع‌بندی موارد بالا به این نکته می‌رسیم که ان می‌تواند همه چیز را روشن کند گذر زمان و انتشار گزارش‌های ماهانه قدرتمندتر در فروش و همچنین سفت و محکم‌تر شدن جای پای صلح و تفاهم و توافق باعث خواهد شد شرایط به شکلی پیش برود که قدرت مانور و تقاضا نیز در بازار زیاد باشد.

متاسفانه در حال حاضر باید اذعان داشت که بازار با وجود اینکه جو خوبی دارد شرایط خوبی را لمس می‌کند و از آن فاز منفی خارج شده اما با قدرت گام برنمی‌دارد و با قدرت و استحکام رالی بهار پیش نمی‌رود
البته خود ما نیز چند وقت پیش این را اعتراف و اذعان داشتیم که دوره شیدایی بازار تمام شده اما این دوره می‌تواند دوباره با یک صلح پایدارتر و قطعی‌تر آغاز شود

این بدان معنی نیست که در بازار حاضر نباشیم و کار نکنیم خیر فرصت‌های خوبی برای کوچک و بزرگ بازار فراهم شده تا از سود فعلی استفاده کرد و باز اینجا به روحیه شما برمی‌گردد یکی دلنگران مدام است و شب‌ها اگر سهام‌دار باشد نمی‌خوابد به نظر در حق خودش ظلم نکند و همین اوراق و طلا را داشته باشد

اما اگر قرار است برای پذیرش ریسک پاداش بگیری به نظر همچنان مهم‌ترین توصیه ما این است که با قدرت گزارش‌های کدال را بررسی کرده و در خرید گزینه‌های این چنینی فعال باشید چرا که تجربه این مدت نشان داده زیر بمب و موشک هم آنها که کدال دست قوی و برتری داشتند بازدهی خوبی دادند

گذر زمان همه چیز را روشن‌تر و شفاف‌تر و قطعی‌تر خواهد کرد اما این نکته را گوشه ذهن خود داشته باشید که قیمت‌های امروز پاداش کسانی است که ریسک می‌کنند و قیمت‌های یک ماه و دو هفته و سه هفته بعد ممکن است این نباشد با روشن‌تر شدن شرایط و فضا قطعاً ریسک کمتر شده و بازده انتظاری هم کمتر خواهد شد قدرت مانور شما نیز کمتر می‌شود

اما به هر حال این انتخاب شماست توصیه ما این است که فعلاً راهی جز ماندن در بازار و کار کردن با شرکت‌هایی که کدال و آینده و سودآوری خوبی دارند نیست و البته ریسک این کار همین است که ممکن است حتی همین لحظه که با هم صحبت می‌کنیم همه چیز تغییر کند تمام شیرینی و جذابیت بازار همین عدم قطعیت‌هاست (البته تمام پارگی ها…)

که البته ما را پیر کرده و کار را سخت اما اگر انتظار بازدهی شیرینی از دل این شرایط دارید، این بازدهی شیرین وقتی حاصل می‌شود که بتوان با کمک کدال گزینه‌های قطعی‌تری را انتخاب کرد

و این نکته را نیز در پایان اضافه کنیم هنوز بیش از ۱۰۰ شرکت در بازار وجود دارد که با این دیتا و این فکت و این فروش و سودسازی و حاشیه سودها پی به ای زیر ۴ داشته و چشم انداز خوبی پیش روی آنهاست وقتی این تعداد شرکت وجود دارد حتماً اعداد ممکن است بیشتر هم باشد بازار هنوز پر از فرصت‌های ناب و بکر است و اگر قرار باشد همه چیز روشن و شفاف و مشخص باشد که اصلاً ریسک کردن و بازار معنی پیدا نمی‌کند …

 و اما امروز از موضوعی صحبت می‌کنیم که نقش مهمی در فراز و فرودهای اقتصاد ایران داشته و آن هم نرخ انرژی است اما ماجرای بنزین ماجرای دیگری است قبل از هر چیز دو نکته در ذهن خود داشته باشید یک افزایش قیمت بنزین ربطی به سودسازی پالایشی‌ها ندارد و فقط شاید کمی جریان وجوه نقد ملی و پخش پالایش را تقویت کند پالایشی‌ها بهتر شوند که این هم بعید است

۲ همواره بازار از افزایش قیمت بنزین پالس‌های خوب و مثبتی گرفته چرا که به تدریج تورم ناشی از آن در دلار و سپس کالاها و سپس جریان سودسازی شرکت‌ها نیز نمایان شده است اما از این منظر هم فعلاً به ماجرا نگاه نمی‌کنیم
دو بحث اینجا مطرح می‌شود بحث اول اینکه افزایش قیمت بنزین به کاهش کسری بودجه دولت کمک خواهد کرد و شاید تاکید می‌کنیم شاید کمی کنترل چاپ اوراق را به همراه داشته و اوضاع را کمی کنترل کند کنترل چاپ و اوراق یعنی کاهش آرام نرخ بهره که البته اگر قرار بر این مدار باشد بعید است فعلاً چنین چیزی را شاهد باشیم یک نکته دیگر را نیز همین جا داخل پرانتز عرض کنیم که از صحبت‌های دیروز هم برداشت شده بود .

 برخی می‌گفتند خب اگر نرخ بهره قرار است ۴۰ یا ۵۰ باشد اصلاً پی به‌ای بالای ۲ که معنی پیدا نمی‌کند چرا باید در بازار باشیم ببینید عزیزان شما دارایی مبتنی بر شرایط روز را می‌خرید یعنی دارایی که با نرخ ارز ممکن است نوسان کند البته جریان منفی را هم در پیش دارد دارایی است که ممکن است با توجه به تورم فعلی اعداد بالاتری از آن را محقق کند چه در سود چه در فروش و چه در قیمت اما اوراق با بازدهی مشخص و معین همیشه پیش روی شما قرار دارد و باز بسته به دید شماست

اگر با این اعداد این بازدهی ۴۰ درصد قانع اید تورم ۶۰ کنار آن شما را اذیت نمی‌کند بسم الله حرفی نیست اما بحث این است که ما و هنر هر معامله‌گر مالی باید این باشد که جوری حرکت کند که به سهم ها و شرکت‌هایی چنگ بزند که علاوه بر پوشش این سود بتواند بازدهی بالاتری را نیز نصیب او کند و صد البته نرخ بهره ۴۰ درصد قدرت مانور بازار را کاهش خواهد داد یعنی دیگر پی به ۶ را نمی‌توان برای بازار به راحتی جا انداخت پس این را گوشه ذهن خود داشته باشید اما به بحث بنزین برگردیم

در بحث بنزین یک بعد این ماجراست اما بعد دوم که کمتر به آن توجه می‌شود و حالا در اخبار شکل بیشتری به خود گرفته این است که یک کاهش نسبی در تولید بنزین به چشم می‌خورد که کشور را به این سمت سوق داده که ناچاریم با افزایش قیمت سراغ آن برویم و آن را جبران کنیم این موضوع خطرناکیست اما شاید حکایت عدو شود سبب خیر باشد و افزایش قیمت بنزین کم کم باعث تغییر و عدم ترس دولت از این ماجرا و رفتن به سمت حل این بحران شود

از همین رو خبر بنزین خبر مهمی برای بازار است اما درجه اهمیت آن نسبت به گذشته کمتر شده و در واقع حالا بازار و دولت آنقدر صنم دارند که این یکی در آن یاسمن است و یا بهتر بگوییم حل مشکل بنزین دیگر بحث اوراق و کاهش کسری بودجه نیست اتفاقیست که از جنگ و آثار آن حاصل شده و چاره و گریزی جز آن نخواهد بود و شاید توفیق اجباری برای بازار و اقتصاد ما شد … فقط امیدواریم در ابتدای پاییز و زمستان گاز شبیه بنزین نباشد که دیگر واکنش بازار این نیست…

بتا سهم

#گزارش_بازار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *