نیم خیز ناکام !
بازار امروز یک نیم خیز برای پرش از کف فعلی کرد ولی ناکام بود و دوباره سرجایش نشست . البته قطعا وضع و حال بازار امروز کمی بهتز از دیروز بود ولی انطور که بخواهد خیال همه را راحت کند نبود و شرایط را سخت پیش برد و به پایان رساند .
امروز بازار را در حالی پیش بردیم که فضای بازار با توجه به اصلاحی که صورت گرفته بود و خبرهایی که رسیده شرایط نسبتا بهتری داشت اما مهمترین عامل به نظر از دید ما همان اصلاحی است که صورت گرفته و قیمتها را در شرایط جذاب و جالبی قرار داده است ارزش بازار دلاری بسیاری از سهمها و بازار به نقاط جذابی رسیده و حالا دوباره زمزمه ارزندگی بازار همه جا را فرا گرفته است و درست در همین شرایط است که خریداران کمی شجاعت بیشتری را پیدا میکنند و فروشندگان نیز در فروش مردد هستند نکته بسیار مهم بازار و تفاوت آن با روزهای قبل این است که امروز دو خبر خوب از گروه خودرو یعنی ورود دوباره به بورس کالا و تایید مجامع و هیئت مدیره ایران خودرو به بازار رسید و بهبود معاملات این سهم در کلیت بازار اثرات مثبتی داشت. حرکت نرخ دلار نیما و اتفاقات آن نیز از نظر ذهنی برای بازار وزنه منطقی و مناسبی بود و جمیع این موارد و دستهای حمایتگر صندوقهای تثبیت و توسعه و سایر حقوقیها باعث شد تا بازار در این روزهای انتهای بهمن خونین و تلخ، کمی فضای بهتری را داشته باشد .
حالا درست در این روزها در نقاطی قرار گرفتهایم که دوباره دو دیدگاه و دو سناریو پیش روی اکثر سهامداران و فعالان بازار است
سناریوی اول و نسبتا مورد اقبال اکثر سهامداران این است که با این نرخ ارز و این خبرها و این تحولات همین جا که ایستادهایم نهایت کمی بالاتر و پایینتر کف فعلی بازار است و از این منطقه برای رشد مرحله بعد استفاده خواهیم کرد.
منتها ابتدا باید به خوبی در این نقاط کف سازی کرده و دست به دست شود و خبر منفی نرسد مثل چیزی که امروز داشتیم …
اما دیدگاه دوم که این دیدگاه نیز طرفداران زیادی دارد بر این عقیده است که الگوی سر و شانه شوخیبردار نیست سرش که رفته و حالا نوبت شانههاست که تکمیل شود و چارهای جز رفتن به محدوده ۲ میلیون و ۵۵۰ و ۶۰۰ هزار واحد نیست و این چیزی است که احتمالاً محقق خواهد شد و وقتی چنین دیدگاهی وجود دارد یعنی یک ایست و درجا زدن فعلی را داریم و دوباره ممکن است با موجی از اخبار گرفتار کاهش قیمتها شویم بسیاری معتقدند این موج موج دوباره اخبار سیاسی است که این روزها دامن بازار را رها نمیکند
اما در هر صورت فضای فعلی تقابل این دو دیدگاه و این دو نظر را نشان میدهد و امروز هم در بازار بارها و بارها صحنه مجادله و مبارزه این دو جریان فکری را شاهد بودیم و البته نیمه دوم دسته دوم انگار دست بالاتر را داشتند .
هنوز زود است که قضاوت کنیم کدام یک از دیدگاهها در بازار امروز و یا تا انتهای هفته پیروز میدان خواهد بود اما نکته مهم این است که در نقاطی قرار داریم که نمیتوان از اصلاح جدی که صورت گرفته چشم پوشی کرد فروشندگان باید این نکته را در نظر داشته باشند که کجای بازار در حال فروش سهمها هستند و نیم نگاهی نیز به فضای پیش رو داشته باشند اما در شرایط فعلی به نظر چند رویداد و اتفاق نیز میتواند تا حدودی تعیین کننده وضعیت فعلی باشد یکی از آنها بحث پیش فروش سکه است .
قبل از بیان توضیحات در مورد موضوع سکه میدیدیم و میشنویم که برخی نسبت به رفتار مردم در خرید سکه انتقاد میکنند به نظر باید به مردم حق داد که در این طوفان تورم برای حفظ ارزش داراییهای خود به هر ریسمانی چنگ بزنند و به طور کلی ماهیت سودجویی چه برای افراد عادی و چه ما حتی بورسیها نیز ماهیتی پذیرفتنی است این حاکمیت و نگاه مدیریتی است که نباید این رفتار فشل گونه را داشته باشد و مردم را به سمت سفته بازی سوق دهد چندین برابر این پول را میتوان در مسیر درست تولید قرارداد و طبقهبندی کرد و به اقتصاد کشور کمک کرد اما میبینیم که به چه وضعیتی گرفتار شدهایم و شاهد چه اتفاقات تلخی هستیم پس این درد مردم نیست ایراد از شیوه حکمرانی است .
اما بازار …
بسیاری بر این عقیدهاند که خروج پول از بازار برای ثبت نام سکه امری اجتناب ناپذیر غیر قابل کتمان بوده و این موضوع تا زمانی که ثبت نام ادامه دارد فشار روی بازار خواهد بود به نظر میرسد اگر مهلت این ثبت نام که فرداست به پایان برسد و تمدید نشود شاید جریان پول برای خروج کمی آرام گرفته و فضا آرامتر شود اما در هر صورت باید به دولت و بانک مرکزی آفرین گفت که این چنین نزدیک به ۷۰ همت منابع را جذب کرده و در مسیر تامین گیرو گور ها پیش میبرند … و البته باید برای خودمان متاسف باشیم که مردم به این بازار اعتماد ندارد ! چند صد سهم سکه وار در بازار روی میز هستند و طرفدار ندارد …
بگذریم پس قطعاً موضوع ثبت نام سکه موضوعی اثرگذار در بازار بوده و پایان آن هم میتواند فضای بازار را بهبود بخشد و کمی شرایط را بهتر کند نکته دیگر که به نظر در کنار خبرهای خودرویی و پالایشی و پتروشیمی و همچنین تحرکات و تحولات نرخ دلار نیما میتواند مهم و اثرگذار باشد رویدادی است که از چهارشنبه تقریباً آغاز شده و شرایط مهمی را برای بازار رقم میزند و آن هم انتشار آخرین دوره از گزارشهای ماهانه شرکتهاست که عملکرد بهمن را نشان میدهد.
عملکرد بهمن شرکتها در حالی منتشر میشود که هم رشد نرخ بورس کالا در دل آن است و هم افزایش نرخ دلار توافقی اما مشکل و چالش عمده آن قطعی برق و گاز بوده که ممکن است برخی شرکتها را با مشکلاتی مواجه سازد از همین رو فکر میکنیم در عین اینکه این گزارشها میتواند محرک بخش مهمی از بازار شود در سوی دیگر گزارشهای ضعیف هم در دل آن است و برخی نمادها را به صبر بیشتر تشویق میکند و البته باز هم تاکید میکنیم این آخرین دوره از اطلاع رسانی فروش شرکتهاست و دور بعد در سال جدید خواهد بود …
با این شرایط و با این مفروضات به شرایط بازار میرسیم که به نظر میرسد انگیزههای لازم برای رشد را از دست داده و قبل از هر چیز باید این انگیزه بخشی به بازار صورت گیرد چیزی که در حال حاضر در چهره هیچ یک از فعالان بازار نیست و دوباره همه ناامید و خشمگین به چهره بازار و بازدهی از دست رفته نگاه میکنند و صد البته برای فرار ازاین شرایط به یک سوپر خبر نیاز است …
اما به واقع یکی از مهمترین چالشها و مشکلاتی که منفی اخیر بازار را تشدید کرد و فضای این چنینی را به وجود آورد علاوه بر داستانهای سیاسی ریسک خروج پول و ناترازی و قطعی برق و گاز و همچنین سرکوب دوباره نیما بود ولی همه آنها درست در کنار آن میتوان به یک عامل مهم و البته شناخته شده اشاره کرد و آن هم بازی دوباره با اخبار نرخ خوراک بود…
سالهای گذشته همین ماجرا بارها و بارها تکرار شده یک بار با نرخ خوراک بار دیگر با نرخ برق روز دیگر با انواع عوارض بخشنامهها و این نشان میدهد دولت فعلی علی رغم اینکه تمایلی برای انجام چنین حرکاتی را از ابتدا از خود سلب کرده و در سمت تولید کننده و بازار سرمایه ایستاده است اما همچنان بدنه دولت نسبت به چنین موضوعی هیچ واکنش و سنس و نگاه مثبتی ندارد .
در این میان نکتهای که عجیب است این است که نرخ خوراک توسط همین بچههای بازار سرمایه هفته به هفته دقیق و درست محاسبه میشد و قابل اندازهگیری و رصد و اعلام توسط نهادهای ذیربط بود اما بنا به دلایلی که اسمش را هرچی میخواهید بگذارید از کم خردی و نادانی بگیر تا کم کاری این موضوع جمع شد و جمع شد و در حساسترین مقطعی که باید به بازار کمک میشد اعلام شد ! اینکه فرمول اشتباه است اینکه باید سقف داشته باشد اینکه صنایع ما دارند هزینه معادل انرژی اروپا را میپردازندبه کنار … نحوه اطلاع رسانی این ماجرا نحوه درست و صحیح طبق معمول نبوده و باز شاهد تکرار آن نیز خواهیم بود
در مورد برق هم این موضوع صادق است و همچنین در مورد عوارض مختلف .. راهکار چیست ؟!
به نظر تنها راهکار این است که سازمان بورس نقش کلیدی و حیاتی خودرا این میان ایفا کرده و با قدرت به این موضوع ورود کرده از حق و حقوق سهامداران دفاع کند این دفاع کردن خود را در دو شکل نشان خواهد داد اول دفاع از اینکه این نرخها نرخهای غیرمنطقی غیر عقلایی و اشتباهی است و چون سازمان با بدنه کارشناسی و اهالی بازار میتواند این موضوع را اثبات کند لازم است تا قدم گذاشته و این مسیر اصلاحی را پیش ببرد و نکته دوم که اقدام مهم سازمان میتواند باشد بحث زمان بندی اعلام این نرخهاست.
به نظر وقتی یک شرکت مشاور سرمایهگذاری یا یک سبد گردان با ۵ الی ۶ نیروی تحلیلی میتواند هفتگی نرخ خوراک را محاسبه و اعلام کند اگر وزارت نفت با آن گستردگی نتواند آن را اعلام نماید باید به عقل و درایت و مدیریت آنها شک کرد اعلام چنین موضوعی اتفاق مهمی برای بازار خواهد بود که حداقل تحلیلگران تکلیف خود را با شرکتها میدانند و این موضوع نیز به کابوس بازار تبدیل نخواهد شد پس لازم است یک بار دیگر تکرار کنیم که سازمان میتواند در اصلاح فرمول به خصوص با موضوع سقف گذاری و اعلام درست نرخها گام مثبتی در مسیر بازار و کمک به سهامداران بردارد …
و اما حرف آخر
گزارش بازار امروز به سلسله مطالبی اشاره خواهد کرد که به درخواست برخی از عزیزان و کاربران است که این موضوع را مدام میپرسند که چرا نباید از لحظه و زمان خروج در بازار صحبت کرد و در واقع حرف آنها این است که چه آلارم و اتفاقاتی را اگر دیدیم وزن پرتفو را سبکتر و یا دکمه خروج از بازار را بزنیم قبل از هر چیز روی دو نکته و دو موضوع تاکید داریم که یک نظر ما در حال حاضر نه سبک کردن و نه خروج از بازار است و فکر میکنیم میتوان یک دور دیگر از رالی رشد قیمتها را شاهد باشیم و نظر دوم که شاید کمی برخی را به تعجب وادارد این است که اتفاقاً از این نقاط به بعد باید کمی متفاوتتر در بازار حرکت کرد ما ریسک تحولات مختلف سیاسی اقتصادی را داریم و قطعاً باید پاداش خوبی از آن دریافت کنیم و این طبیعیست و حق سهامداران بازار است که اگر این بازدهی نصیب آنها نشد آن را در بازارهای دیگر جستجو کنند هیچکس اینجا عهد اخوت نبسته و مبنا و رفتار همه چیز یک موضوع است و آن هم کسب سود و بازدهی است و اگر قرار باشد چشم و گوش بسته و بدون فکر به این موضوع نگاه کنیم نمیتوانیم مسیر بهینه و درست را در بازار پیدا کرد از همین رو طی دو سه روز آتی سعی میکنیم به نکات و اتفاقاتی که میتواند ما را به نقطه حیاتی ماندن و یا رفتن از بازار نزدیک کنند بپردازیم و قطعاً این نقاط نقاط مهم و رفتار متفاوتی در بازار است …
یکی از بزرگترین و ترسناکترین ایستگاه بازار که بارها و بارها در یک سال گذشته با آن درگیر بودیم ریسک حمله نظامی و بحث جنگ است بسیاری بر این عقیدهاند از ابتدای سال یعنی تقریباً از ۱۳ فروردین که آن اتفاق در سوریه رخ داد و سپس سلسله تحولات و اقدامات تا مقطع آبان و انتخابات ریاست جمهوری امریکا به شدت تحت تاثیر این ریسک بوده و خروج از بازار نیز به واسطه وقوع این اتفاق بوده است برخی از تحلیلگران بازار به خوبی به این نکته اشاره میکنند که بعد از آمدن ترامپ دلیل برگشت و مثبت شدن بازار این بود که همگان به این نتیجه رسیدند ایران عملیات انتقام جویانه انجام نخواهد داد و این ریسک موقتتا از سر بازار برداشته شده است و همین موضوع سبب رشد بازار و افزایش او شد…
و حتی بسیاری بر این عقیدهاند که موج منفی و ریزش بازار دقیقاً از جایی آغاز شد که بحث توافق و مذاکره جای خود را به تهدید دوباره و موضوع جنگ داد تا احتمالاً این چالش دوباره برای بازار مهم شود از همین روست که معتقدیم ریسک جنگ و رویارویی نظامی با هر شکل و هر قسم آن یک خط قرمز برای بسیاری از جریانهای پولی و اهالی بازار است و هر بار این موضوع پررنگتر میشود نقطه خروج در بازار قویتر و درست برعکس هر بار این موضوع به کنار رفته و مذاکره و اتفاقات خوب مطرح میشود شجاعت خریداران بیشتر خواهد شد.
از همین رو به نظرم نقطه تهدید نظامی و رویارویی نظامی و جنگ یکی از نقاطی است که در نقطه ورود و هم نقطه خروج میتواند بسیار موثر باشد از همین رو ناچاریم که دنبال کردن اخبار سیاسی را برای محک زدن این نقطه مدام داشته باشیم این یکی از مهمترین عوامل و شاید به عقیده بسیاری مهمترین عامل فعلی در تصمیم گیری جریان پول در ورود ، ماندن و یا خروج از بازار است و سعی خواهیم کرد در روزهای آتی به نکات بیشتر و رویدادها و عوامل موثر در این موضوع بپردازیم …
بتا سهم
نیم خیز برای پرش/نیم خیز برای پرش/نیم خیز برای پرش/نیم خیز برای پرش/نیم خیز برای پرش/نیم خیز برای پرش/نیم خیز برای پرش











