عراقچی ویتکاف، ترمز یا تیک اف!!

بازار شبیه هواپیمای غول پیکری شده که قرار است با انرژی و بنزین رویداد پیش رو در عمان ، تکلیف خود را روشن کند… یا مذاکرات و نتایج آن ترمز بازار می‌شود و آن را متوقف می‌کند و یا آرام آرام تیک آف خواهد کرد… تیک آف به مرحله‌ای می‌گویند که در آن، هواپیما در حال تغییر از حرکت بر روی زمین به حالت پرواز در می‌آید! چقدر این حالت و حسرت پروزاز برای ما بورسی‌ها نوستالژی و قدیمی شده که کم‌کم فراموشمان می‌شود چه بودیم و چه شدیم…
به هر حال بازار امروز با این امید تیک آف کار خود را آغاز کرد و پیش رفت و مثبت بود. البته این تنها عامل نبود…

امروز، بازار را در حالی آغاز کردیم که با توجه به اتفاقات و اخبار چهارشنبه تا امروز، وضعیت به شکل بهتری پیش می‌رفت و معتقدیم سه دسته اخبار در این چند روز منتشر شده که جو فعلی بازار را کمی بهتر و آماده‌تر، ریسک‌ها را کمتر و هوش حواس بسیاری از فعالان بازار را بیشتر کرده و شاخک‌های آنها نسبت به تحولات بازار حساس‌تر شده است. حجم هم این را نشان می‌دهد… حجم دو روزی است کمی بهتر شده ولی با انچه فکر میکردیم فاصله دارد …

دسته اول به نظر مهم‌ترین، اصلی‌ترین و خاص‌ترین دسته اخبار است

که حول محور سیاسی می‌چرخد. همین حالا که این مطالب را می‌خوانید، همچنان در جریان بوده و آن هم مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم در عمان است. واکنش بازار دلار به خوبی نشان می‌دهد که این مذاکرات که برداشت مثبتی از آن شده و می‌تواند شکل خوبی به خود بگیرد، با دید اندکی صبر و تکمیل شدن اخبار، به نظر جو خوبی به بازار خواهد داد و البته در مورد آن مفصل صحبت می‌کنیم، ولی یک نکته را در نظر داشته باشید که این مذاکرات، بازار و اهالی بازار را از بین ۲ و بی ۵۲ و بسیاری از اسکادران‌های هوایی، زمینی و نظامی منطقه دور کرد. البته هنوز نمود کامل آن در بازار روشن و مشخص نشده است.

دسته دوم اخبار به بهبود بازارهای جهانی برمی‌گشت

که در این چند روز با تعلیق بخشی از تعرفه‌ها، بهبود نسبی داشت و به نظر می‌رسد در مورد چین هم این موضوع به زودی رخ خواهد داد و بازار دوباره یک برگشت را تجربه می‌کند. کاهش نگرانی‌ها در بازارهای جهانی یکی دیگر از اخبار خوب مثبت در این روزهای آخر هفته بود و در نهایت سومین دسته اخبار که معتقدیم از کنار چشم و گوش همه رد شد و کسی به آن توجه نکرد، صحبت‌های رئیس جمهور در مورد حل و فصل ناترازی‌ها بود که امروز در مورد آن صحبت می‌کنیم و برای اولین بار بود که به‌طور واضح و روشن، رئیس جمهور به پیشنهادات و طرح‌هایی که مطرح شده، وزن داد و آن را بیان کرد که به نظر این موضوع نیز خبر خوبی برای بازار و بورسی‌هاست.

با این سه دسته اخبار و به‌خصوص خبرهای حوزه سیاسی، بازار فضای خوبی را تجربه می‌کرد و شرایط خوبی داشت و البته امیدواریم هفته خوبی را نیز پشت سر بگذارد و اتفاقات خوبی رخ دهد.

مطابق روال شنبه‌ها ببینیم چه اتفاقات و تحولاتی در طول این هفته بروز و ظهور خواهد کرد…

در طول این هفته قطعاً مهم‌ترین خبر و مهم‌ترین رویداد، تحولات مذاکرات عمان است

که واکنش‌ها و اتفاقات آن به‌صورت لحظه‌ای و ثانیه‌ای در همه بازارها مؤثر خواهد بود و یک توصیه مهم به همه داریم؛ چه شنوندگان و چه ادمین کانال‌های تلگرامی در انتشار اخبار، اصل صداقت و پرهیز از جوزدگی و جو دادن را در دستور کار داشته باشند. در کنار این مهم‌ترین اخبار سیاسی، تحولات بازارهای جهانی و احتمال تماس چین و آمریکا و تفاهم بر سر تعرفه‌ها و همچنین در خبرهای داخلی، بحث در مورد ناترازی‌ها اعم از انرژی و ارز و همچنین انتخاب وزیر اقتصاد می‌تواند از مهم‌ترین اتفاقات و تحولات باشد و از سوی دیگر با دید کمی بورسی‌تر می‌توان انتظار داشت که این یک هفته تا انتهای فروردین، موعد انتشار برخی گزارش‌های میاندوره‌ای خواهد بود که بخشی از بازار را درگیر خواهد کرد و این هم رویداد مهم و جالبی است.

باز قبل از هر چیز، چه بخواهیم چه نخواهیم، بازار به مذاکرات شرطی خواهد شد؛ یعنی از مذاکرات به‌عنوان یک عامل پیشران و هدایت‌کننده در بازار باید نام برد و این موضوع اجتناب ناپذیر است… چرا که نتیجه آن رفتار بسیاری از بازارها را تغییر خواهد داد و همین حالا نیز فعالان بسیاری از بازارها به‌واسطه اثرگذاری عجیب این جریان سیاسی در نرخ ارز، منتظر نتیجه مذاکرات هستند.

پس نه تنها بازار سرمایه که همه بازارها چشم به مذاکرات داشته و آنها را دنبال می‌کنند. پس دوباره برخی به لودگی و مسخرگی بلند نشوند و انتقادها نسبت به این موضوع را از سر بگیرند و بپذیرند که این موضوع در حال حاضر نقطه عطف فعلی اقتصاد کشور است و به واقع هر کسی آن را انکار کند، مشخص است که چیزی از بازار، اقتصاد، چشم‌انداز و انتظارات جامعه نمی‌داند…

نکته بعد اینکه چه چیز را بشنویم خوشحال و چه چیزی ما را ناراحت می‌کند؟!

قبل از هر چیز متأسفانه باید این را بیان کنیم که گفتار و صحبت‌های طرف مقابل بعد از مذاکرات، ملاک قوی‌تری برای تصمیم‌گیری در شرایط فعلی است و از همین رو چشم و گوش بسیاری به اخبار و تحولات طرف مقابل است. مذاکراتی که همین حالا در حال برگزاری است. قبل‌تر هم گفتیم که سه سناریو در پیش دارد؛ اگر خیلی زود تمام شود و طرفین همان دور اول، مذاکرات خروسی را انجام داده و کار به اتمام برسد، به نظر اتفاق خوبی رخ نداده و واکنش بازارها نیز به این موضوع سریع و جدی خواهد بود. البته اظهار نظرهای بعد از آن هم می‌تواند تأثیرگذار باشد.

اما در سناریوی دوم، همه چیز معلق و مبهم و با عدم اطمینان همراه است. چیزی از مذاکرات بیرون نمی‌آید، خیلی کسی چیزی نمی‌گوید و در این حالت، هر شخصی ممکن است هر برداشتی داشته باشد. در چنین فضایی، بازار معمولاً وزنه مثبت را برداشت نمی‌کند و این البته قطعی نیست و باید به خبرها وزن داد، ولی معتقدیم اتفاقاً این سناریو بسیار محتمل است و بازار بعد از یک دور هیجان اولیه، ممکن است با این فضا مواجه شود و به عقیده بسیاری مذاکرات با یک دور و دو دور جمع نمی‌شود، اما به محض اینکه در همین مرحله اعلام شود، دور بعدی مذاکرات به زودی انجام خواهد شد، کار تغییر خواهد کرد و دیدگاه‌ها عوض می‌شود و یا به قولی طرفین به پایتخت‌ها برمی‌گردند و قرار دوباره را می‌گذارند و شاید دیت دوم از دیت اول جذاب‌تر شود.

اما همین که به دیت دوم کشیده، جای امیدواری است و اما سناریو سوم که آن را کمی بعید، اما خوشبینانه می‌دانیم، این است که ناگهان فضا آنقدر سریع، هیجانی و خاص پیش برود که طرفین اظهار مثبت و رفتار مستقیم را پیش بگیرند و البته شرایط در این حالت مشخص است که دوباره با هیجانی شدن، فضای متفاوتی می‌گیرد. اگر این سناریو رخ بدهد، به نظر خیلی خوش به حال اهالی بازار و بورسی‌ها می‌شود و صدای عروسی در کوچه آنها بالا خواهد گرفت و درست در نقطه مقابل، بازارهای دلالی و موازی و کاسبان تحریم و آنها که خون به دل مردم کردند، عزا خواهند گرفت…

همه باید منتظر بشینیم و ببینیم تا ساعات آینده چه اتفاقات و تحولاتی رخ خواهد داد. یک نکته را نیز همین ابتدای کار بیان کنیم.

شاید برخی بگویند خوشبینی مفرط است، ولی به هر حال جزء نکاتی است که این روزها بیان شده و آن هم اینکه این بار جنس توافق جنس سیاسی امنیتی نیست. با هوشمندی بسیار خاص و جالب، این بار جنس توافق سیاسی اقتصادی خواهد بود و می‌بینیم که همین ابتدای کار، تیم ایرانی پیشنهادات اقتصادی را مطرح می‌کند و این رویداد مهمی برای اقتصاد و بازار ما است. حتی اگر بخش کوچکی از این حرف‌ها و صحبت‌ها نیز محقق شود، به نظر اتفاق مهمی برای کشور و بازار سرمایه رخ داده و می‌تواند پارادایم‌های سرمایه‌گذاری و جریان پول در کشور را تغییر دهد.

چون این موضوع کمی خوشبینانه و عجیب است، فعلاً سعی می‌کنیم از دور به آن نگاه کنیم. چرا که از دور زیباتر است و البته آرزو هم بر جوانان عیب نیست…

اما چرا به بازار کمی امیدوارتر شده‌ایم؟

معتقدیم اگر این فضای حتی نسبتاً مثبت سیاسی ادامه پیدا کند و ما ریسک‌های عجیب و غریبی نظیر ریسک جنگ را روی سر بازار نداشته باشیم و از سوی دیگر تحولات و اتفاقات کنار خبرهای سیاسی یعنی بحث‌های دلار توافقی و نرخ بهره را تجربه کنیم، به مانند آنچه تا به امروز گفته شده، یعنی مثلاً سیاست‌های ارزی تعدیل پیدا کند و یا نرخ بهره که در چند روز گذشته کاهش داشته، مسیر خود را ادامه دهد، در آخر با آغاز اردیبهشت گزارش‌های ماهانه و ۱۲ماهه نیز به بازار برسد، می‌توان امیدوار بود که فضای متفاوتی برای بازار شود.

از همین رو معتقدیم از آغاز این هفته تا انتهای اردیبهشت، بازار می‌تواند وارد یک دور فضای خوش‌بینی و اتفاقات و اخبار پیوسته مثبت باشد که این شرایط به بازار نیز حس خوبی را منتقل کرده و جریان پول را با شتاب و شکل بیشتری به سمت بازار سوق می‌دهد. این مقطع تقریباً ۴۰ روزه را چله مثبتی برای بازار می‌دانیم که امیدواریم با خبرهای منفی سیاسی خراب نشود و این جو خوشبینی بهم نریزد و باز هم این تاکید را داریم که این جو خوشبینی روی شرایط بنیادی سوار می‌شود و شرکت‌ها و نمادهایی که وضعیت بنیادی خوبی دارند، پیروز قطعی این جریان ۴۰ روزه خواهند بود و از همین رو بهتر است خیلی با روند بازار نجنگید و شرایط را سخت و دشوار نکنید.

و اما بخش پایانی و بخش دوم به موضوعی می‌پردازد به نام ناترازی.

بسیاری از عزیزان این روزها در حال صحبت در مورد مذاکرات و سناریوهای آن هستند. ما تحلیلگر سیاسی نیستیم و سعی می‌کنیم پیش‌بینی خاصی هم نداشته باشیم، اما معتقدیم که پس‌لرزه‌های جریان سیاسی ممکن است اتفاقات و رویدادهای متفاوتی را رقم بزند. اگر به خاطر داشته باشید، مدت‌ها قبل بارها روی این موضوع تاکید می‌کردیم که حاکمیت در بزنگاه فعلی باید تکلیف خود را با برخی از تحولات و اتفاقات روشن کند. اولین موضوعات، سیاسی بود.

یعنی همین بحث‌هایی که در حال حاضر در جریان است دومین بحث، ناترازی‌هاست. اعم از ناترازی‌های ارزی و انرژی. سومین موضوع، حاکمیت شرکتی و پذیرفتن اقتصاد در قالب بخش خصوصی و چهارمین موضوع نیز FATF و بحث‌های مرتبط با آن است که یک سیگنال قوی برای فعالان اقتصادی کشور است. به نظر کشور در شرایطی است که باید برای این بزنگاه‌ها تصمیم‌گیری کند و هر یک روزی که سپری می‌شود، هزینه بزرگی از عدم اجرای این موارد به کشور و اقتصاد وارد می‌شود و همین حالا نیز شاهد آن هستیم که دلیل گرفتار شدن به این فضای فعلی، دور شدن از حل و فصل این چهار محور است.

بحث امروز ما در مورد آن ناترازی‌هاست. یک نکته بسیار مهم در مورد این ناترازی‌ها وجود دارد که در صحبت‌های رئیس جمهور روشن و آشکار بود و از دید ما این اولین گام مهم برای اجراست و آن هم فهمیدن و درک کردن این موضوع است که این ناترازی‌ها باید حل و فصل شود.

ادامه مسیر با این دست‌فرمان امکان‌پذیر نیست و شاید حل و فصل جریان سیاسی و آرامش اقتصادی و ارزی پیش‌زمینه حل و فصل همین ماجرا شود که یک جراحی بزرگ برای اقتصاد کشور است…

در جریان یک نکته مهم باشید و آن هم این است که منافع سنگین برخی در این ماجراست

و از رانت ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلاری در ناترازی ارزی گرفته تا رانت خالص چند میلیارد دلاری در قاچاق سوخت، همه و همه مواردی است که مقابل حل این جریان می‌ایستد. اعداد کوچکی نیست، اعدادی است که برخی حاضر هستند برای آن خون بریزند و خون بدهند. نکته بعد، اشاره چند روز قبل رئیس جمهور به موضوع ۱۵۰ میلیارد دلار رانت انرژی و رانت ارز ٢٨۵٠٠ به طرحی اشاره دارد که گویا همتی پیشنهاددهنده و مبتکر آن بود و البته آنقدر رانت‌ها را به خطر می‌انداخت که بسیاری اجازه ادامه کار به او ندادند. طرح همان چیزی بود که پزشکیان در صحبت‌ها بیان کرد و آن هم اینکه اختلاف این رانت‌ها را به‌جای افراد معدود به کل مردم بدهیم و اختلاف این ارز ٢٨۵٠٠ تا ارز توافقی که به کالاهای اساسی داده می‌شود را به مردم تخصیص بدهیم.

بسیاری برای این عقیده‌اند طرح کالابرگ، پایلوت اجرای همین موضوع بوده و حالا به خوبی می‌توان این طرح را پیاده کرد.

در مورد انرژی نیز ماجرا همین است، منتها با کمی تفاوت به این شکل که کسانی که صرفه‌جویی می‌کنند، چه در برق چه در گاز، می‌توانند این صرفه‌جویی را به پرمصرف‌ها با قیمت بالاتر بفروشند و در سوی دیگر در بنزین، ماجرا بسیار متفاوت‌تر است و البته این قابلیت وجود دارد که افراد سهمیه اختصاص داده شده را با قیمتی با نرخ سوم واگذار نمایند. به نظر عزم دولت برای اجرای این مسائل و حل ناترازی‌ها جدی شده و آرامش سیاسی و حل و فصل بحران‌های اقتصادی در دستور کار حاکمیت و نظام است، اما منفعت این موضوع برای اهالی اقتصاد و بورسی‌ها چیست؟!

بورسی‌ها و به‌طور کلی اهالی اقتصاد نباید خیلی نگران این ماجرا باشند. همین که کشور گامی به سمت حل و فصل ناترازی‌ها چه در ارز و چه در برق، گاز و بنزین برمی‌دارد، یعنی فضای فعلی که جیب شرکت‌ها را می‌زند و آنها را با قطعی‌های برق و گاز مختلف مواجه می‌سازد، حل خواهد شد و این بزرگ‌ترین هدیه و پاداش به فضای فعلی اقتصاد است که چهار ماه سال را تقریباً به شکل نیمه تعطیل سپری می‌کند. نکته دیگر یعنی واقعی شدن همه چیز در اقتصاد و کنار رفتن رانت‌ها و قیمت گذاری‌های دستوری، اتفاقی است که در نهایت به سود بازار تمام خواهد شد. کما اینکه در کوتاه‌مدت ممکن است با چالش‌هایی همراه باشیم، اما دست عرضه و تقاضا در نهایت قیمت را در مسیر درست و بهینه پیش می‌برد…

از همین رو معتقدیم همین که حاکمیت اهمیت این بحران را درک کرده، فضا را فهمیده و گام برای حل و فصل آن برداشته، یک اتفاق مهم است و باید نشانه‌های آن را در تصمیم‌گیری‌ها و گفتار و عمل دولتمردان ببینیم… در حال حاضر نه در حوزه ارز و نه در حوزه انرژی، کسی جرأت بیان این حرف‌ها را ندارد و همه چیز هم انگار به همین مذاکرات گره خورده است. شاید آرامش نسبی و فروکش کردن تب ارزی و انتظارات تورمی سرآغاز اصلاح ناترازی‌ها و جریان انرژی شود که معتقدیم این دو در صورت اجرا، یک انقلاب اقتصادی بزرگ را برای کشور به همراه خواهد آورد. ولی حقیقت امر در چهره این بزرگواران شجاعت اجرای هیچ یک را نمی‌بینیم و معتقدیم همچنان این رانت‌خواران و دلالان هستند که سیستم را اداره خواهند کرد، اما اگر عقلانیت در مسیر درست قرار گرفت و تصمیم به حل این جریان داشت، بی‌شک بیشترین منفعت را ابتدا مردم و سپس فعالان صحیح و درست اقتصادی خواهند برد…

#گزارش_بازار

رویداد پیش رو در عمان/رویداد پیش رو در عمان/رویداد پیش رو در عمان/رویداد پیش رو در عمان/رویداد پیش رو در عمان/رویداد پیش رو در عمان/رویداد پیش رو در عمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *