اخبار گرم و ماشه سرد !

امروز بازار روز بدی را نداشت و در مجموع هفته نسبتا خوب و مثبتی را به پایان بردیم که البته لبخندی نه از ته دل ولی مصنوعی روی لب او بود و همین که اشک نمی ریخت و به مانند روزهای تلخ پس از جنگ  منفی انچنانی نبود باعث امیدواری بوده و صد البته نقش موثر صندوق های حمایتی تثبیت و توسعه نیز این میان این هفته به چشم میخورد …قبل از هرچیز این را بگوییم که با یک مثبت استراتژی های خود را تغییر ندهید و با یک خبرمنفی هم سریع در صفوف صندوق های طلا قرار نگیرید …

امروز چهارشنبه بازار را در حالی به پایان بردیم که یک اتفاق مهم بعد از جنگ اخیر به وقوع پیوسته فکرش را بکنید که ۵ روز مثبت ماندن را باید دستاورد بدانیم ولی در هر صورت کار کوچکی هم دراین شرایط نبود و  ما توانستیم ۵ روز متوالی بازار مثبت را داشته باشیم که بدون شک نقش صندوق های حمایتی در آن بسیار برجسته و قوی بود و البته امروز هم تقابل اخبار و اتفاقات و طوفان نظرات مثبت و منفی به هم گره خورده بود از یک سو جو چهارشنبه بودن و ترس تعطیلات بازار را آزار می‌داد و از سوی دیگر خبرهای فرصت مجدد و کمرنگ شدن سایه جنگ و سرد شدن ماشه فضای خوبی پیش روی بازار قرار می‌داد…

ولی هیچ کس این فکر از سرش بیرون نمی رود که اخر هفته ها کابوس بازار شده و توگویی او را به مسلخ اخبار میبرند … چهارشنبه‌ که می‌شود بازار شبیه مار گزیده‌ای که یک بار به بدترین شکل ممکن گزیده شده و آسیب دیده دست و دلش به خرید نمی‌رود و همه چیز را رها می‌کند وامروز با وجود این همه خبر بهتر ،عدم همراهی خریداران در بازار به شکلی واضح‌تر و روشن‌تر به چشم می آمد …  ولی در یک نکته همه اتفاق نظر داشتند امروز فضای بدبینی کمی کم رنگ تر از سیاهی روزهای قبل و امید کمی پر رنگ‌تر بود …

روزنه‌های امید و بهبود سیاسی اندکی پیش روی بازار باز شده که کمی فضا بهتر شود و شرایط به شکل معقول‌تری پیش برود…  نمی‌دانیم می‌شود دل بست یا خیر … نمی‌دانیم وسط مذاکرات دوباره نامردی می‌شود یا نه ولی سایه جنگ کمی آنطرف تر رفته و مذاکره جلو آمده است .

البته این تنها خبر مثبت نبود … این روزنه‌های امید را در سه بخش می‌توان طبقه‌بندی کرد بخش اول همان چیزیست که مدت‌ها گفتیم یعنی رسیدن فصل مجامع و خبرهای مثبت و گزارش‌های مالی و همین دست خبرهای نرخ خوراک و خودرو و پالایش و … که می‌تواند انگیزه خرید سهم را افزایش دهد نمونه آن را طی این چند روز به وضوح در بسیاری از شرکت‌ها دیدیم که یک خبر مثبت نه اینکه موج قوی صعود ایجاد کند اما حداقل در بهترین حالت از افت قیمت جلوگیری کرده و قیمت‌ها را کمی بالاتر آورده و یک رشد کوچک را رقم میزند …

موضوع دوم که از دید ما موضوع مهمی است بحث سیاسی بوده تحولات تعویق ۴۰ روزه مکانیسم ماشه و چشم انداز مذاکره کمی حال بازار امروز را بهتر کرد و برای هفته های بعد هم می‌تواند اثرات نسبتا خاص و مثبت خود را داشته باشد
سومین موضوع زمزمه‌ها و اتفاقاتی است که در جریان است و تامین مالی نسبتاً خوب ۱۵ همتی را خبر می‌دهد که رنج‌های آخر وقت بازار دیروز و امروز نشان از دست پر بودن برای حمایت از بازار است و این موضوع در کنار دو موضوع بالا عوامل و مواردی هستند که باعث خواهد شد بازار بتواند شرایط بهتری را تجربه نماید و کمی امید به اردوی جنگ زده سهامداران باز گردد …

البته بر هیچ کس پوشیده نیست فضا همچنان رعب اور  وترسناک است هنوز آن  لحظه ای که تهران را غرق در دود بود را از خاطر نمیبریم …

این سه عامل نسبتا خوب که ذکر شد در کنار فضای گنگ و مبهم سیاسی و ادامه ترس افراد از بازار و جریان خروج نزدیک به ۴۰ همتی، تقابل و گلاویز شدن سنگین دو طیف مختلف را نشان می‌دهد که در تردیدی تمام عیار و زد و خورد دیدنی به محل تلاقی دیدگاه‌های مثبت و منفی روی تابلو ختم شده است که البته این ۵ روز با کمک  دوپینگ حمایتی حال  بازار و دست خریداران قوی تر بود  …

البته هنوز تردید و بدبینی جو غالب بازار است … جایی که سهامدار با خود می‌گوید و البته صد البته حق دارد که بار پیش هم همین بود و به مذاکرات دلخوش و سرگرم بودیم که ناگهان این چنین ضربه خوردیم و این بار هم بسیاری آن تجربه تلخ را پیش روی خود قرار داده و نه اینکه به مذاکرات وزنی ندهند ولی با توجه به ضربه‌ای که خورده دیگر از خبرهای آن هیجان زده نمی‌شود به قول یکی بازار شبیه فردی بود که در عین اینکه برای مذاکره سر میز نشسته بود ناگهان ۱۲ گلوله خورد ، خون زیادی از او رفته است البته در عین خوردن این ۱۲ گلوله تا به امروز زنده مانده و نماز صبح خود را هم زیر آوار خوانده و فراموش نکرده !!

اما در هر صورت طی این مدت نمی‌گوییم به دست جراحی متخصص اما به هر حال با تمام امکانات موجود این ۱۲ گلوله را خارج کرده و حالا مانع از خونریزی بیشتر او شده است و روند خروج جریان پول کندتر و آرام‌تر شده است نمی‌دانیم چه سرنوشتی در انتظار این جمع گلوله خورده وجود دارد اینکه رها نشده جای شکرش باقیست اما برای سرپا شدن به گذر زمان و طول درمان و پادزهر و مرهم‌های عجیب و غریبی احتیاج دارد که کار هر کسی نیست و فضا را پیچیده خواهد کرد و صد البته این بدن دیگر بدن سابق نمی‌شود !!

اما در عین این پیچیدگی ها و سختی ها ! همین آرامش نسبی سیاسی می‌تواند کمی فضای فکری بازار را آرام کند بخشی از افراد با شنیدن این خبرها و تحولات با خود می‌گویند که دوباره به مذاکره وزن داده شده و به جنگ مجدد نه می‌گویند و این امیدواری باعث می‌شود آرام آرام بخشی از جریان پولی را که خارج کرده دوباره به بازار بیاورد یک طیف عمده در بازار همین موارد است اما به اینجا ختم نمی‌شود هنوز طیف گسترده‌ای از بازار جای اعتماد و تجربه قبلی را زخم شده می بیند و آن را فراموش نمی‌کند

همین موضوع باعث می‌شود با وجود این اخبار مثبت و این خبرها و اتفاقات آنها همچنان ترجیح بدهند در این ۴۰ روزه باقیمانده هم تماشاچی باشند و البته همه امیدوارند این بار حرف طرف مقابل حرف باشد و ناگهان وسط این ماجرا همه چیز به هم نریزد تجربه بار گذشته به ما می‌گوید که نباید به این شرایط اطمینان کرد اما قیمت‌ها و شرایط بنیادی آنقدر جذاب و جالب شده‌اند که وسوسه انگیز است و بسیاری را برای حضور در بازار ترغیب می‌کند و اینجاست که یک بار دیگر آن سناریوی ۵۰۵۰ را می‌توانیم مرور کنیم که شاید بد نباشد که حداقل با ۵۰ درصد وزن و ظرفیت پورتفو در نمادهایی که فکر می‌کنیم شرایط بنیادی خوبی دارند حضور داشته باشیم صد البته با کوچک‌ترین حرکت و خبر منفی ماشه را کشیده و دوباره کنار بایستیم …

و باز همچنان تاکید می‌کنیم رفتار هر کس در بازار به تفکرات و تحلیل‌ها و ریسک پروفایل و قدرت ریسک‌پذیری او بستگی دارد بسیاری برای این عقیده اند جنگ اجتناب ناپذیر است این ۴۰ روز هم نمایشی بیش نیست که به نظر اگر کسی اینطور فکر می‌کند همچنان تماشاچی باشد اما گر کسی گوشه ذهن خود اندک امیدواری نسبت به فضا دارد به نظر می‌تواند از رشد احتمالی آرام و آهسته این روزها استفاده کند و یک نکته را هم بیان کنیم که خاصیت این ۴۰ روز خاصیت شکنندگی است یعنی ممکن است شما دو هفته مدام خوشبین و اتفاقات خوب و رشد قیمت را داشته باشید ناگهان یک شب همه چیز بر هم بریزد اگر از اتفاقات خوب صحبت می‌کنیم اینجای ماجرا را هم ببینید که ناگهان ممکن است همه چیز تیره و تار و سیاه شود …  اینکه از اینجا به بعد سیاستمداران ما چه رفتاری خواهند داشت و چه برنامه‌ای پیش روی تصمیم گیران قرار می‌گیرد تا حدودی سرنوشت بازار را هم روشن می‌کند و این فرصت ۴۰ روزه محدود نه یک تولد دوباره برای بازار است و نه آنقدر منفی که به آن توجه نکنیم اما می‌تواند برای ما که خیلی از چیزها را از دست داده‌ایم یک تنفس مصنوعی وسط غرق شدن و دست و پا زدن‌ها باشد امیدواریم عقلانیت به زودی دست این غریق را گرفته و او را نجات دهد…

در بخش آخر مقدمه بخش اول این را هم بیان کنیم که از این پس با آرامش این چنینی و فروکش کردن بحث‌های جنگ و فرصت محدود به مذاکره تا قبل از چکاناندن ماشه همه چیز به شرکت‌ها و خبرهای شرکتی برمی‌گردد در این مدت کوتاه هم اگر قصد حضور در بازار را دارید سراغ شرکت‌هایی بروید که افت آنچنانی داشتند اصلاح خوبی کردند پی به ای  فوروارد آنها زیر ۴ است گزارش‌های خوبی می‌زنند مواردی از این دست

و البته یک نکته را نیز در حد شنیده بیان می‌کنیم که دولت به خوبی به اتفاقات و رکود فعلی واقف است و احتمالاً سلسله تصمیماتی در این حوزه گرفته شود که امیدواریم بازار سرمایه نیز از آن منفعت ببرد … این را هم بگوییم این موضوع نرخ خوراک که برخی درموردش حرف میزنند در جلسات متعدد هیئت دولت و کمیته های جانبی آن مطرح  شده  بود و این اولین گام است و صد البته به گام های قوی تری نیاز داریم

البته این رو هم در انتها بگوییم که ما نه خیلی امیدواریم و نه ناامید نه امید واهی می‌دهیم که قرار است آتش در این فضا گلستان شود و نه معتقدیم در حال حاضر زیر آتش قرار داریم همچنان سایه جنگ در این ۴۰ روز همراه بازار خواهد بود اما این سایه کمی کمرنگ‌تر و فاصله آن از بازار بیشتر می‌شود والا بسیاری از همین حالا معتقدند این هم نمایشی بیش نیست و دوباره به همان شرایط قبل برمی‌گردیم پس امید واهی به اتفاقات خارق‌العاده هم نباید داشت اما قبول کنید که فضای ایجاد شده امروز اندکی از هفته‌های قبل بهتر است …

اما بخش آخر صحبت‌های امروز را می‌توانستیم با اتفاقات و رویدادها و مرور آنچه گذشته انجام دهیم اما خبرهای دیروز این بحث را باقی نگذاشت که در مورد یک موضوع بسیار مهم به نام سهام عدالت صحبت کنیم قبل از هر چیز چند نکته را بگوییم…

نکته اول گر انتقاد یا بحثی می‌شود طرف انصاف را هم بگیریم انصاف این بوده که وزیر جدید بر خلاف بسیاری از گفته‌ها جلسات و حمایت‌ها بوده اما بدنه و سایر ارکان هیچ همکاری را ندارد نه بانک مرکزی نه صندوق توسعه ملی نه برخی بانک‌ها و البته خود ایشان نیز با توجه به عدم تسلط کافی بر بازار بعضاً تصمیمات نادرستی را به خصوص در مقطع اخیر گرفته است اما بحث اخیر اصلاً ماجرای دیگری است در خبرها داشتیم که سهام عدالت که اسمش رویش است و مالکیت آن از دولت گرفته و به مردم واگذار شده حق رای و مدیریت آن دوباره از مردم گرفته شده و به وزارتخانه‌های قبل بازگشته یعنی پول نداده و مدیریت نقد  شده …

یک نکته در مورد سهام عدالت بگوییم در خصوص سرمایه‌گذاری‌های استانی که متولی این ماجرا هستند واقعاً دولت در این زمینه یک دیوار کجی را بنا نهاد که تا ثریا در حال کج رفتن است نه سهام عدالت از نظر معاملاتی دست کسی را گرفت و نه حالا آن ماهیت درست انتقال مدیریت صورت گرفته است و بعد از مدت‌ها دولت دوباره فیلش یاد هندوستان کرده سیت های مدیریتی را می‌خواهد !! یعنی این سهام نه از نظر مالی و نه از نظر حقوقی هیچ ارزشی برای افرادی که آن را دارند نداشته و تازه این همه ماجرا نیست درد و تاسف ما از این بابت است که وزیر همان روز در سخنرانی بیان می‌کند که اولویت اول برنامه من، کاهش تصدی‌گری دولت و توسعه‌بخش خصوصی و افزایش نقش و مشارکت مردم در اقتصاد است. در دوره جاری وزارت امور اقتصادی و دارایی، آنچه که به‌صورت جدی دنبال می‌شود، توسعه‌بخش خصوصی و خصوصی‌سازی واقعی است، به این معنا که دولت و نهادهای عمومی دست از فعالیت‌های اقتصادی بردارند و نه‌تنها مالکیت، بلکه مدیریت‌ها را هم واگذار کنیم تا بخش خصوصی بتواند توسعه پیدا کند…!!!!!! 

اصلاً واقعاً نمی‌دانیم بخندیم یا گریه کنیم مگر می‌شود این حجم تناقض وجود داشته باشد اما آنچه که واقعاً وجود دارد این است که بی تعارف و بدون هیچ شکی این صندلی‌ها برای افرادی که چهار دست و پا به میزها چسبیدند و از رانت آن منفعت می‌برند شیرین است و دولت و وابستگان آن به هیچ وجه حاضر نیستند این سیت‌های مدیریتی را رها کنند مگر ماجرای خودرو را به یاد ندارید که چه افتضاحی برای چند صباح ماندن در آن میزها به بار آوردند مگر هنوز کسی نامه با دست خط کودکانه نوشته شده و روی کدال رفته را فراموش کرده به واقع چنین اتفاقی برگشت به عقب توسط دولتی بوده که شعار حرکت رو به جلو دارد…

موضوع بسیار شفاف و روشن است و به نظر در مورد سهام عدالت و سرمایه‌گذاری‌های استانی باید به قانون رجوع کرده و همه چیز را بر اساس همان و به نظر کار را هم به سازمان بورس سپرد که تایید صلاحیت افراد را بر عهده بگیرد تا آن نگرانی که برخی دارند هم برطرف شود اما به واقع اگر واقعاً قصدی برای حل این  موارد دارید و به واقع می‌خواهید به بخش خصوصی و ماهیت حاکمیت شرکتی اهمیت بدهید یک راه بیشتر ندارد

اجازه بدهید سرمایه‌گذاری‌های استانی نمادشان در بازار باز شود معامله شوند و هیئت مدیره‌های خود را داشته باشند و آنها نیز با توجه به این فضا شروع به انتخاب هیئت مدیره شرکت‌هایی که در آنها سهام‌دار هستند بکنند با این حرکت هم موضوع نقد شوندگی این شرکت‌ها حل می‌شود هم واقعاً یک گام درست و دقیق برای رفتن به سمت خصوصی‌سازی برداشته خواهد شد و اصلا هررر چه باشد ازاین  برگشت  به عقب بهتر است …

اگر هم دولت واقعاً علاقه ندارد که این صندلی‌ها را رها کند به نظر مثل همیشه کاری ندارد با بخش‌های خصولتی خود وارد راهکار و ماجرا شود اما بگذارد حداقل شکل حاکمیت شرکتی آن حفظ شود این نامه اخیر از دید ما یک سند ننگین و سیاه در کارنامه وزیر تازه وارد و دولت است که برخلاف تمامی شعارهایی که می‌دهد برگشت به عقب کرده و روی اصول و قواعد بیان شده خود پا گذاشته است و یک بار دیگر به خوبی نشان داد که منافع و رانت‌هایی در دل شرکت‌ها وجود دارد که افراد اعم از دولتی و شبه دولتی و خصولتی حاضر به رها کردن آن نیستند این‌ها درد است این‌ها مشکل است جنگ فقط در آسمان و زمین و موساد و مواردی از این دست نیست افرادی که از این موارد دفاع می‌کنند اقتصاد را از درون پوک کرده و نقشی بزرگتر از دشمن را در این شرایط ایفا خواهند کرد امیدواریم این موضوع خیلی زود تکلیفش روشن شود و اگر واقعاً به مردم اعتقاد دارید اجازه بدهید همین مردم سرنوشت این شرکت‌ها را به دست گرفته و راهبری کنند نگران نباشید از عتیقه‌ها و دانشمندانی که شما به عنوان هیئت مدیره معرفی می‌کنید ضعیف‌تر نیستند…

بتا سهم

#گزارش_بازار

صندوق های حمایتی تثبیت و توسعه/صندوق های حمایتی تثبیت و توسعه/صندوق های حمایتی تثبیت و توسعه/صندوق های حمایتی تثبیت و توسعه/صندوق های حمایتی تثبیت و توسعه/صندوق های حمایتی تثبیت و توسعه/صندوق های حمایتی تثبیت و توسعه/صندوق های حمایتی تثبیت و توسعه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *