تحلیل  بازار

یک سیاست اشتباهی را اکثر ما( و شاید اکثر مردم جهان) داشته باشند که البته ترک آن بسیار سخت است. البته همیشه نتیجه منفی برایمان داشته و می شود نسبت به آن آگاه بود.

یک دوره ای در سال ۹۲، حسن روحانی با شعار توافق سیاسی با غرب جلو آمد. خوب طبعا خیلی ها موافق این هستند که نمی شود توسعه یافته شد اما با کشورهای در حال توسعه در جنگ و جدل بود یعنی حداقل اگر رابطه مثبتی نداریم، در بهترین حالت منافع همدیگر را هم هدف قرار ندهیم. این ذهنیتی بود که رئیس جمهور داشت و اکثریت آن روز و امروز با آن موافقند.

بنابراین در مسیر تنش زدایی و حرکت برای رسیدن به ثبات، هر کسی پیش قدم شود، هر عاقلی پشت آن شخص می ایستد که در سال ۹۶ نیز حمایت بخش مهمی از بدنه بازار سرمایه از حسن روحانی به همین دلیل بود که ثبات ایجاد شده، تداوم یابد اما حسن روحانی با شدیدترین چالش ها مواجه شد و طبعا ثبات از دست رفت که به نظرم یک خطای راهبردی این بود که همه چیز به برجام گره زده شد.

قبل از برجام، گفته شد که برجام یعنی رسیدن به اهداف، برجام یعنی فرجام!

این ها گفته شد تا جناح مخالف خلع سلاح شود اما طرف مقابل هم همین را متذکر می شد که همه چیز را به برجام گره نزنید. حالا وقتی برجام از دست رفت، گویی یک ملت ۸۰ میلیونی همه چیز را از دست داد و به نوعی که انگار نمی شود بدون برجام زندگی کرد که البته بسیار همه چیز سخت شد اما اثر گره زدن همه چیز به برجام باعث شد که از بین رفتن توافق برجام، اثر روانی بسیار بزرگی بر جامعه بگذارد.

این را مقدمه عرض کردم تا به بورس و بازار سهام برسم وگرنه قصد نوشتار فعلی مسائل سیاسی نیست. بحث این است که اگر دولت حسن روحانی یکبار این خطا را انجام داده، متاسفانه اهالی بازار بارها و بارها این خطا را تکرار می کنند و این به دلیل نگاه کوتاه مدتی آن ها است.

بازار سرمایه جامعه ای متشکل از افرادی با تجربه بالا و آکادمیک است و نباید همچون سایر بازارها آینده خود را به یک رویداد به صورت صفر و یکی پیوند بزند.

اینکه بگوییم اگر دلار افت کند، پس بازار سهام می ریزد، این گارد را ایجاد می کند که همه طالب رشد دلار باشند و بعد جالب است که دلار نیم درصد نوسان کند، بازار سهام ۵درصد نوسان می کند!

اینکه بگوییم اگر بایدن بشود، دلار می ریزد، ناخودآگاه در ذهن اهالی بازار نقش می بندد که اگر ترامپ رای بیاورد بهتر است.

حقیقت این است که اگر تحریم ها نبود، ثروت و سود واقعی تولید می شد. ازین زاویه باید گفت توسعه شرکت ها زمانی ممکن است که تحریم ها لغو شود بنابراین رای آوردن ترامپ منجر به رشد بازار بورس به پشتوانه تورم می شود که عملا هیچ صرفه اقتصادی برای فعال بازار سرمایه ندارد.

لذا به چند نکته توجه باید کرد:

اول اینکه در روندهای تورمی، بازار به خبرهایی نظیر ارزش جایگزینی و تجدید ارزیابی و نظایر آن توجه می کند اما وقتی شرایط متعادل شود این eps است که حرف اول را می زند و p.e سهام بسیار مهم می شود.

دوم اینکه دلار ۳۰هزارتومانی آزاد با دلار ۲۷هزارتومانی و نظایر آن تفاوت مهمی ندارد. این چشم انداز میان مدت است که اهمیت دارد لذا به نرخ دلار بازار به صورت روزانه و حتی هفتگی اهمیت زیادی ندهید و بر پایه آن معامله نکنید چون استراتژی مناسبی جهت خرید و فروش سهام نیست.

سوم اینکه رای آوردن ترامپ یا بایدن از جهت تاثیر بر کامودیتی و نفت، جنگ تجاری و نظایر آن بسیار مهم تر است تا نرخ ارز در داخل! ترامپ قطعا جنگ تجاری گسترده ای راه می اندازد اما بایدن رفتار دیگری خواهد داشت لذا به لحاظ درآمد ارزی برای شرکت ها، اتفاقا رای آوردن بایدن بهتر از ترامپ است. روزی که ترامپ رای آورد بازار سهام ایران شدیدا سقوط کرد و امروز ماندگای ترامپ به جز اثر تورمی(که تاثیر بی فایده ای است) نکته مثبت دیگری ندارد!

این مساله ای که نوشتم را می شود تا ده ها مورد دیگر ادامه داد. اصل بحث اینجاست که آینده بازار را خطی، صفر و یکی نبینیم!

آینده بازار سهام را به انتخابات آمریکا و دلار نباید گره زد. منکر تاثیر مهم آن ها نیستیم اما حیات و ممات بازار هم در گرو این دو نیست. ضمن اینکه افزایش ثروت واقعی مهم است و رشد بازار به اندازه تورم به معنای عدم بازدهی واقعی است.

پس لازم نیست نماز عافیت برای ترامپ بخوانید و لازم نیست هر لحظه نرخ ارز را دنبال کنید. نباید نسبت به رویدادها بیش واکنشی و تعصب داشته باشیم.

همین یک ماه آینده بهترین زمانی است که می شود تمرین کرد، از گذشته درس بگیریم و آینده بازار را به یک یا دو متغیر گره نزنیم.

موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *