چشم انداز آتی با فرض حضور بایدن (بخش اول)

در سنوات 92 الی 96 یکی از مشکلات به وجود آمده و اعتراضاتی که به بخش اقتصادی دولت وجود داشت، مساله تثبیت ارز در یک نقطه از یک طرف و فاصله بین نرخ تورم و بهره بانکی بود.

این بدترین اتفاق بود که منجر به رکودی عمیق شد تا جایی که برخی فعالان اقتصادی، آرزوی بازگشت به سنوات 90-91 را داشتند چون معتقد بودند که هرچند، ثبات وجود نداشت اما حجم مبادلات با اهمیت بود لذا آنها بی ثباتی را به رکود ترجیح می دادند.

در یک مقطعی از زمان دلار که در لفظ تا 19هزار تومان رفته بود، با یک سقوط آزاد به حدود 10هزار تومان نزدیک شد و در جامعه گفته می شد که قرار است دلار به 7هزار تومان هم برسد. البته دلار به سرعت در محدوده 11-12هزار تومان تثبیت شد و طی یک پروسه چند ماهه تحت مدیریت آقای همتی به بالای 13هزار تومان رسید. ریزش قبل ازان نیز به علت تزریق سنگین درهم بود که استارت آن را هلدینگ فارس-پتروشیمی جم زده بودند.

به مرور زمان این بحث به صورت غیر رسمی در محافل تُجار شنیده می شد که سیاست بانک مرکزی این است که دلار ثابت نباشد و حدودا به اندازه سود بانکی رشد کند. این باعث شده بود تا در میانه های سال قبل، انتظار رسیدن دلار به 15-16 هزار تومان در انتهای سال 98 وجود داشته باشد. البته مسائل مختلفی از جمله فشار مضاعف تحریم ها و هم زمانی با کرونا، شرایط را پیچیده و سخت نمود.

دلار تا نزدیکی 26هزار تومان رشد کرد و پس ازان در یک اصلاح قیمت تا مرز 21هزار تومان رسید اما تقاضای بازار آن را مجددا در محدوده بین 22-24 هزار تومان تثبیت کرد. طی سه ماه اخیر نوسانات عجیبی دیده شد و دلار تا مرز 33هزار تومان هم به صورت شکننده حرکت کرد و منجر به التهاب در بازارها، خصوصا بازارهای کالایی شد.

حالا با آمدن بایدن(فرض کنیم قطعی شده است)، انتظارات آتی در حال تعدیل شدن است. یعنی فرض بر این است که اوضاع ازین بدتر نمی شود لذا دلار در حال اصلاح قیمتی است و چند هفته ای برای رسیدن به تعادل، زمان لازم دارد. اما نکاتی فراتر از نرخ ارز وجود دارد که باید به آن ها اشاره کرد:
1) بایدن سال 2021 بر صندلی ریاست جمهوری می نشیند.

رد و بدل شدن پیغام پیش از رسمی شدن ریاست جمهوری، زمان باقی مانده از ریاست جمهوری حسن روحانی، واکنش حاکمیت و اصولگرایان به مذاکره و رسیدن به یک گشایش در دوره حسن روحانی یا پس ازان، همه نکاتی هستند که به جامعه ایران سیگنال می دهد. در هر حال این مشخص است که بایدن یک ورژنی از اوباما است اما قطعا از دستاوردهای ترامپ برای کسب امتیاز استفاده می کند. موضعگیری بایدن در زمان ترور سردار سلیمانی و انتخاب کاملا-هریس نکاتی است که برخی را به تشکیک در خصوص خوشبینی مفرط وا می دارد با این حال نگاه منفی بایدن به عربستان، تا حدی برای ایران امیدوار کننده است.

2) در سنوات 92-96 مسائلی همچون دوره اولی بودن حسن روحانی و شعار تورم تک رقمی به همراه بحران موسسات مالی باعث شد تا …

از یک طرف سود بانکی به صورت غیر رسمی به نزدیکی 30درصد برسد و از طرفی سیاست سرکوب ارزی و تورم پایین تمام پول را به سمت سپرده های بلند مدت(شبه پول) هدایت کند. سیاست آقای همتی در خصوص نرخ ارز در نقطه ای از زمان که می تواند کاملا آن را مدیریت کند به همراه نرخ بهره بانکی در زمانی که انتظارات تورمی کاهش یافته، مساله ای مهم خواهد بود که به کلیت اقتصاد سیگنال می دهد و روی تصمیم سرمایه گذاران تاثیر می گذارد.

3) هزینه های پنهان تحریم

همچون تخفیف های اعطایی به خریداران در مقاصد صادراتی به همراه کارمزد سنگین انتقال پول و احتمال سوخت شدن مطالبات، نکاتی است که روی عملکرد صادرکنندگان تاثیر داشته است. حضور بایدن و رویکرد وی در خصوص تحریم ها و میزان صادرت نفتی ایران در بخش نفت، بر رویکرد شرکت ها در بخش فروش اثر می گذارد.

4) جنگ تجاری، سرعت رشد اقتصادی برخی از کشورها را کاهش داد.

کرونا منجر به منفی شدن رشد اقتصادی شد و تصور می شود که حضور بایدن، فضا را تلطیف کند. ترامپ می توانست به جنگ تجاری در دوره دوم ریاست جمهوری دامن بزند. ضمن اینکه کاهش تولید نفت و برگشت به سیاست های اوباما، می تواند قیمت نفت را افزایش دهد. این مساله علاوه بر تاثیر بر درآمدهای نفتی دولت، بر بخش مهمی از بازار سرمایه(70درصد ارزش بازار) اثر خواهد داشت لذا برخورد بایدن با پیمان های جهانی و همینطور جنگ تجاری، بسیار با اهمیت است.

ادامه در مطلب بعدی

ولید هلالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *