صدا میرسه؟!
نمیدانیم صدای بورسی ها به جایی میرسد یا نه ولی امروز همه با خود میپرسیدند صدای ما واقعا می رسد ؟! کسانی که قبل از انتخابات از بورس توئیت می زدند امروز هم صدای بازار را می شنوند؟ ولی در مجموع بعد از امروز و تحلیف ثانیه شمار انتظار از پزشکیان تندتر می زند و حداقل برای معرفی تیم اقتصادی بی تاب ترخواهد بود . البته بازار امروز به واسطه برخی تحولات و اتفاقات و مداخله نسبی برخی کدهای حقیقی و حقوقی پای کار کمی بهتر بود
۲ نکته در بازار امروز بیش از روزهای قبل دیده میشد .
نکته اول همان بحث روزهای قبل ماست که از بین شرکت های فعلی آنهایی که گزارش بهتری داشتند کم کم بیشتر مورد توجه قرار میگیرند و این موضوع خود را در بازار امروز روی برخی نماد ها به خوبی نشان میداد و میتوان دید که اثر خوبی در بازار داشته است و شرایط خوبی را دارد و در مورد نکته دوم اما بحث تکنیکالی هاست که برخی از انها معتقدند در بازار می تواند به نقاطی رسید که شرایط خوبی را داشته باشد و فضای برگشت بازار به نقاط خوبی را رقم بزند و آنها را نقطه یابی کند …
برخی این اعداد را حوالی ۲۱۰۰ و ۲۰۸۰ واحد می دانند و از همین رو معتقدند از فردا میتوان کم کم شاهد بهبود و برگشت نماد های در بازار بود و برخی دیگر هم هیچ چشم اندازی برای این موضوع متصور نیستند … به هر حال به بازار میرسیم و امیدواریم …چاره ای نداریم و البته امید و امیدواری هم چیز خطرناکی است …
امروز بازار را در حالی به پایان بردیم که در ضعیفترین نقطه ممکن از نظر معاملات و بیرمقترین و کم انگیزهترین روزهای بازار هستیم و البته به این موارد تم ناامیدی و یاس ناشی از حس سرخوردگی دوره جدید را نیز اضافه کنید. بازار شبیه عاشق پیشههایی بود که با هیجان به استقبال پزشکیان رفت اما طرف مقابل آنقدر حواسش به جای دیگر پرت بود که اصلاً نگاه نکرد و از این ذوق و شوق و انتظار و امیدواری این عاشق پیشه کور شد …
و امروز
به قول شاعر خون دل ما رنگ می ناب گرفته و این قرمزی بازار ناشی از همین بیتوجهی به بازار سرمایه است.
یک نکته را عرض کنیم که سوال برخی عزیزان و در تکمیل صحبتهای روزهای گذشته بود برخی معتقدند رفتار بازار این چند روز اتفاقی نبوده و دستهایی برای منفی کردن بازار وجود داشته اینکه برخی به عمد بخواهند چنین کاری کنند هنوز برای ما اثبات نشده که ما نیز آن را بیان کنیم اما پر واضح و روشن است که بسیاری از حقوقیهای بزرگ که پیش از این در بازار فعال بودند و بسیاری از صندوقها کمی پا پس کشیده و عقب نشینی کردند و حالا بسیاری عدم حضور آنها در بازار را امری اتفاقی نمیدانند و عدم حضور این صندوقها اعم از صندوقهای حمایتی حقوقیهای بزرگ موجب این شده است که زیر بازار تقاضا خالی و کوچکترین رنجی او را در محدوده منفی جدی قرار دهد … حتی تلاش های امروز برای اهرمی ها هم خیلی فایده ای نداشت …
اما حقیقت ماجرا این است که
وقتی در مورد عدم مشارکت حقوقی ها در این مقطع میخواهیم صحبت کنیم از یک رفتار طبیعی در دنیای سیاست و حوزه کار حرف میزنیم بسیاری از مدیران فعلی از صدر تا ذیل میدانند که ممکن است حتی هفته دیگر هم سر کار نباشند پس طبیعیست که رفتار قبل را ادامه نداده و در مسیر فعلی محافظهکار باشند یکی دو شرکت وابسته به بیمهها ،چند صندوق بزرگ سرمایهگذاری و همچنین یکی دو نهاد مرتبط با بانکها و صندوقهای تامین اجتماعی که بیش از این در بازار به طور جدی فعال بودن بیخیال شده و آنها نیز تماشاچی شدهاند تا شرایط تغییرات مدیریتی انجام شده و آنها فضای بهتر و قویتری را داشته باشند البته که تغییرات آنها نیز حداقل یک ماه دیگر زمان خواهد برد اما شاید روشن شدن سکاندار وزارتخانهها بتواند کمی از این حجم بلاتکلیفی بکاهد …
برخی هم همه چیز را طبق معمول بر گردن ریاست سازمان بورس می اندازند و او را مقصر این فضا میدانند به نظر او هم اندازه خود شاید در به وجود آمدن وضعیت فعلی موثر و مقصر باشد اما آن چیزی که بازار انتظارش را دارد به نظر چیزی فراتر از تغییر یک فرد است بازار و جریان پول آماده و تماشاچی به نظر با تغییر سازمان که در اختیار وزارت اقتصاد است وارد بازار نمیشود او به مؤلفههای قویتری احتیاج دارد بخشی از این پول که به طور کلی دستوری عمل میکند و حالا که فرمانده مشخصی را روی سر خود نمیبیند دستورپذیری را نیز از دست داده و برخی از جریان پولهای دیگر نیز باید گرایش و نشانههای قویتری از آینده بازار را دریافت کرده و به سمت او حرکت کنند…
بازار در حال حاضر و از قدیم یک نکته را در خود داشته
و آن هم این است که او آینده و چشم انداز آینده را میخرد یا میفروشد در فضای فعلی وقتی آینده مبهم و سرشار از گنگیت و ابهامیت پیش روی بازار قرار دارد طبیعی است جریان پولها محافظه کار شده و فقط تماشاچی باشد … همین حالا هم زمزمه هایی شنیده می شود که رفتار فعلی رئیس جمهور در ابطال برخی مصوبات هیچ فرقی با قبل ندارد و در روی همان پاشنه تصمیمات پوپولیستی می چرخد … ولی هر چه که هست این دوره که در آن قرار داریم دوره گذاری است که اجتناب ناپذیر بود و فقط و فقط امیدواریم با سرعت عمل رئیس جمهور در کابینه و تایید مجلس سریعتر به نقطه معقولی برسد و از این شرایط خارج گردد که البته با توجه به ساختار فعلی سیاسی کشور احتمالاً تا آخر مرداد از ما زمان خواهد گرفت
امروز میخواستیم در مورد موارد مختلف موثر در بازار صحبت کنیم اما دوباره ماجرای صندوقهای اهرمی در صدر گفتگو و حرفها و حاشیههای بازار است
یکی از موارد مهم فعلی این است که بازار معتقد است این صندوقها جریان پول ابتدای صعود که نقش مهاجمین و دی ترید های ویژه در روند حرکت بازار بودند را گرفته و قفل کرده و این وضعیت فعلی ناشی از این رفتار در آن مقطع بوده .حرف بیراهی هم نیست
طبق برخی برآوردها
۸ همت پول در چند روز راهی این صندوقها شده و آنها خرید قوی برای بازار نزدند اما موضوع را باید کمیتر و دقیقتر تحلیل کرد ببینید بخشی از جریان پولی که صندوقهای اهرمی به عنوان منابع نقد نگهداری کردهاند ناشی از این است که آنها برای ابطال احتمالی نقدینگی را در دل صندوقها نگهداری کردند تا با چالش مواجه نشوند و این موضوع ناشی از این است که آنها معتقدند سازمان بورس در روزهایی که این صندوقها نیاز به فروش و ابطال دارند اجازه فروش به آنها نداده و دست آنها در پوست گردوی عدم فروش گیر میکند …
به نظر استدلال غیرمنطقی نمیآید اما به نظر صندوقهای اهرمی باید به این سوال پاسخ دهند که چرا برخی صندوقها این عدد را بسیار بالا و برخی دیگر پایین لحاظ میکنند و اصلاً استاندارد و روش و مسیر مشخصی در این حوزه وجود دارد ؟!
نکته دیگر این است که
برخی از فعالان بازار معتقدند سودهای عجیب سهام عادی این صندوقها که چیزی بین ۳۶ تا حتی ۳۹ درصد هم گفته میشود که عاملی هم برای فشار در بازار و هم فضای این صندوقهاست
تقریباً به شکل غیر رسمی مطلعیم که صندوقهای اهرمی چند بار بین هم این موضوع را مطرح کردند که به شکل یکپارچه نرخ را به کمتر از این اعداد برسانند اما برخی از صندوقها موافق نبوده و موضوع عملیاتی نشده است اما اینکه ما از نرخ سود بالا گلایه داریم بعد این صندوقها ترویج دهنده این نرخ هستند خود دوگانگی بازار سرمایه و منافع افراد را میرساند که نشان میدهد برخی انتقادها چندان غیر منطقی نیست و باید با عینک واقع بینی به آن نگاه کرد
البته برخی نیز این شائبه را مطرح میکنند که مثلاً آنها با نرخ ۳۶ درصد به سهام عادی سود میدهند و این عدد در بانک با نرخ کمتری سپرده میشود طبق برخی اطلاع از این شرکت ها چنین چیزی نیست و نرخ سود در بهینهترین شکل ممکن خود حرکت میکند اتفاقاً این صندوقها با حضور در برخی اوراق ریز و درشت مختلف بازدهی منطقی را کسب کردهاند هرچند که به این نکته باید دقت کرد که کسانی که آنها را خریدهاند خیلی دنبال اوراق نبودند که اگر بودند خودشان در بازار اقدام میکردند . نکته دیگر امیدواریم ارتباط غیرمنطقی بین بانک ها و حجم اعتبارات و این صندوق ها برقرار نباشد ….
و حرف آخر
اینکه صندوقها پیشگام شوند و خودشان در مورد ابهامات و سوالات و بحثهای نظارتی بر صندوقها کار را جلو ببرند شفاف سازی کنند و البته به نظر بازار هم بعد از این رویداد حواسش جمعتر میشود که با هیجان و بدون بررسی سراغ صندوقهای اهرمی نرود عزیزان و مدیران این صندوقها نیز دقت کنند که عملکرد آنها این رویداد را به وجود نیاورد که فعالان بازار قید حضور در این صندوقها را زده و آنها نیز حرکتشان در همان دوره رشد متوقف شده و فضای خوشبینی که به آنها وجود داشته به یاس و بدبینی تبدیل شود
و اما حرف آخر در مورد بازار و دنیای سیاستمداران
این روزها بعد از انتخابات امیدواریهای زیادی به این انتخاب و تغییر احتمالی به وجود آمده بود اما هرچه جلوتر میرویم کمی این امیدواری کمتر و یاس فلسفی بازار بیشتر میشود چند نکته را میخواهیم در این باره بیان کنیم اول اینکه بیایید واقع بینانه به فضا نگاه کنیم آدمهایی که بر مسند سیاست قرار میگیرند همان افراد قدیمی دنیای سیاست کشور هستند که بارها و سالها روی این صندلیها نشستند و عین صندلی بازی این یکی بلند میشود و آن یکی مینشیند و برعکس… پس انتظارات عجیب و غریب و معجزهوار از این دانشمندان نباید داشت انتظار ما چیست انتظار ما این است که حداقل درک و فهم و عقلانیت نسبت به تصمیمات و تبعات این تصمیمات وجود داشته باشد و به مانند گذشته رفتاری صورت نگیرد که اقتصاد و به تبع آن بازار سرمایه با چالش مواجه باشد
این موضوع حداقل درخواست بسیاری از فعالان اقتصادی از تیم فعلی است و اتفاقاً با همین شعارها از مردم رای گرفتند
ته این ماجرا و در انتها میخواهیم این را بیان کنیم که
اینکه چه کسی یا چه کسانی با چه اسمی و با چه سابقهای روی این صندلیها مینشینند دیگر خیلی مهم نیست .اینکه خط فکری او چیست اصولگراست یا اصلاح طلب است در مورد فلان رویداد تاریخی سیاسی کشور چه گفته و چه کرده واقعاً برای کسانی که کار اقتصادی میکنند مهم نیست آنچه مهم است این است که اول بداند مردم و کسانی که رای دادند به تغییر رای دادند نه ادامه مسیر قبلی اگر قرار بود افرادی بیایند و فقط کت و شلوارهای قشنگتر و نحوه حرف زدنهای بهتری داشته باشند و همان مسیر قبلی را بروند به نظر هم انها سخت در اشتباهند و هم ما سخت اشتباه کردیم…
این تغییر باید در رفتار آنها سیاستگذاریها و تصمیمات آنها خود را نشان دهد توصیه مهم و اولیه ما این است که همه کسانی که راس کار قرار میگیرند ذوق زده و هیجان زده نباشند و به یک نکته دقت کند که تمام فعالان اقتصادی چشم و گوششان متاسفانه به زبان شماست و این هم تقدیر ما فعالان اقتصادی است که کارمان را به شما انداخته ،موقع حرف زدن و اظهار نظر در مورد هر چیزی اول کمی فکر کنید دقت کنید که حرف شما به کجا اثر میگذارد و چه تاثیراتی دارد .دهان باز کردن و اظهار نظر کردن و شعارهای پوپولیستی و حرفهای این چنینی کار آسانی است اما جمع کردن تبعات آن کار دشواری خواهد بود.
نمیدانیم اگر کسی از تیم فعلی صدای ما را میشنود و این مطالب را میخواند به این موضوع واقف است یا خیر بدانید که یکی از فشلترین و بینظمترین کارهای دولت قبل این بود که در حرف و عمل سیاستگذاران و مسئولان آن هماهنگی وجود نداشت و هر کسی از راه میرسید حرفی میزد این انتظار وجود دارد که یکپارچگی و دقت در اعلام نظر یا نظرات و تصمیمات وجود داشته باشد تا بتواند آرامش اقتصادی و امنیت سرمایهگذاری را به وجود آورد … امنیت واعتماد و آرامش کسب و کار و سرمایه گذاري حلقه مفقودهای که در دولت قبل خیلی زود لگدمال شد و امروز با چراغ به دنبال آن میگردیم…
نمیدانیم واقعاً چه بگوییم فقط و فقط امیدواریم از رای که با چشمان گریان و دلی پر خون به تیم پزشکیان دادهایم پشیمان نشویم امیدواریم آنها هرچه سریعتر مشخص کردن خط مشی های اقتصادی و برنامهها و رویدادهای پیش رو کار را آغاز کرده و مسیر کمک به اقتصاد را پیش ببرد
بارها و بارها در مطالب خود گفتیم که اصلاً دیگر بازار سرمایه مهم نیست کمک به اقتصاد اگر صورت بگیرد حال بازار سرمایه هم خوب خواهد شد
امیدواریم حرف های ما حکایت یاسین و این داستان ها نباشد …
بتا سهم
صدای بورسی ها/صدای بورسی ها /صدای بورسی ها /صدای بورسی ها /صدای بورسی ها /صدای بورسی ها /صدای بورسی ها