پالس های خوش خیم !
در آستانه فتح ۳ میلیونی ، امروز بازار درحالیکه آغاز قوی و مثبتی نداشت کمی دل دل کرد و بعد جریان پول آمد و یک موج خوش بینی و خوش خیمی از مذاکرات را تزریق کرد و با لیدری بانک تجارت و اهرمی ها بازار استارت قوی رازد و سرعت گرفت و هر چه پیشرفت بهتر شد. البته همچنان بازار اقبال به سهم های بزرگتر و لیدر محور را در دستور کار داشته ولی به نظر این الگونیز رفته رفته درحال تغییر است که امروز مفصل تردرمورد آن صحبت میکنیم .
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که پس از رویدادها و تحولات دیروز ناگهان مسیر بازار تغییر کرد و بار دیگر قدرت اخبار اتفاقات را در این روزها مشاهده کردیم ببینید این خاصیت روزهای این چنینی است در حالی که دیروز نیمه دوم و نیم ساعت پایانی صحنه عجیب و غریب و تلخ زد و خورد نمادها بود و بسیاری همان دیروز برای دو سه روز بازار را منفی و پرعرضه و میدیدند و رخت عزا بر تن کرده بودند و طلابازها هم خوشحال بودند ناگهان خنده روی لب آنها خشک شد .
درست بعد از صحبتهای رهبری و اعلام اینکه دور اول مذاکرات خوب پیش رفته و حمایت از مذاکرات و شرایط را اعلام کرد مسیر کاملاً تغییر کرد.
اما یک نکته را در چهره و رفتار بازار امروز هم میتوانستیم ببینیم
و آن هم احتیاط و محافظهکاری برخی نسبت به جو فعلی مذاکرات است و بسیاری دیگر آن خوشبینی و هیجان اولیه را نداشته و ما هم معتقدیم هرچه جلوتر میرویم و به مذاکرات نزدیکتر میشویم از شدت هیجان کاسته میشود اما این موضوع را باید بپذیریم که بازار دقیقاً به مذاکرات شرطی شده و هر خبری تاکید میکنیم هر خبری به سرعت جریان معادلات و اتفاقات را تغییر میدهد این موضوع را به وضوح در رفتار این یکی دو روز بازار مشاهده میکنیم راهکار چیست به نظر راهکار خاصی وجود ندارد جز اینکه با خود سناریوهای مختلف و نتایج مختلف را مرور کرده و جمعبندی نموده و در مورد آن تصمیم گیری کنید
به عنوان مثال در حال حاضر شاید بخش عمدهای از اخبار اظهار نظرها و واکنشها را شاهدیم اگر فکر میکنید مذاکره با سرعت پیش میرود و در دسترس است ماندن در بازار و منفیهای بازار فرصت خرید خواهد بود اگر احساس میکنید مسیر پرفراز و نشیبی را داریم باید در بازار با احتیاط حرکت کرد و حداقل با اعتبار پیش نرفت در نهایت اگر به مذاکرات بدبین هستید و پایان خوبی برای آن نمیبینید خیلی خود را درگیر بازار نکنید و همان صندوقهای طلا زمین بازی بهتری برای چنین دیدگاهی است . فعلا بازار در سناریوی خوش بینی قرار گرفته چیزی که تا روزها و هفته های قبل فرسنگ ها ازآن فاصله داشت .
و این را هم اضافه کنیم که مذاکرات چنین بازیها و جریانهای روانی و خبری زیاد دارد و طبیعیست که اگر قرار است در بازار حاضر باشید باید صابون این موضوع را به تن خود بمالید که هر لحظه با هر خبر ممکن است به قول شاعر اصبحت امیرا و امسیت اسیرا باشید که صبح پادشاه و امیر و پورتفوی مثبت و شب اسیر و نالان و دربند … اگر به خاطرات برجام و تحولات آن روزها نگاه کنید ظریف در برخی از خاطرات خود بیان میکرد که اصلاً تیمی برای موضوع رسانهای تشکیل شده بود تا فضای روانی را مدیریت کند و به نظر این بار نیز هر دو طرف چنین موضوعی را دارند و با اخبار و جو رسانه حواشی مذاکرات را مدیریت میکنند و فضا را پیش میبرند.
البته ذکر این نکته ضروریست که هرچه جلوتر میرویم در کنار اثرپذیری قوی بازار از مذاکرات موارد دیگر هم کم کم از سایه بیرون آمده و قدرت اثرگذاری خود را در بازار نشان میدهند دیروز به تحولات گزارشها اشاره کردیم که نقش بسزایی در بازار خواهند داشت و امروز هم معتقدیم عوامل دیگری نظیر نرخ بهره و تحولات مهم آن و همچنین نرخ دلار توافقی و آزاد ریسکهای متعدد دیگر نظیر اخبار fatf و وزیر اقتصاد و مواردی این چنینی و به خصوص موضوع چالش برانگیز انرژی و قطعی برق نیز کماکان به موارد مهم اثرگذار در بازار تبدیل میشوند.
اما به چند نکته نیز در بازار این روزها اشاره کنیم
برخی دوباره به این موضوع معتقدند که سهمهای کوچک و ریز بازار هم میتوانند مورد توجه باشند امروز در بخش پایانی کمی بیشتر در مورد این موضوع صحبت میکنیم اما معتقدیم وقتی این سهمها به مدار بازدهیهای قوی و رشدهای جدی میرسند که دو اتفاق مهم رخ داده باشد .
اتفاق اول حضور قوی مستمر و ادامهدار جریان پول است که سرریز ورود به سهمهای بزرگ را به سمت نمادهای کوچک بنیادی سوق خواهد داد و روی گزینه بنیادی آن تاکید داریم چرا که معتقدیم در اولین ورود و مواجه جریان پول با این دست سهمها که از سمت نهادهای مالی معمولاً صورت میگیرد سهمهایی مورد توجه قرار گرفته که جریان بنیادی قویتری و بهتری را داشته باشد و اما نکته دوم که تداوم و استمرار روند حرکت آنها را نشان میدهد این است که بازار در فضای خوشبینی بازدهیهای سنگینی را از این شرکتها گرفته فضای خوشبینی دو مولفه مهم را در دل خود تقویت میکند
اول جریان پول مداوم مستمر را به سمت بازار میآورد و دوم اینکه شروع به افزایش پی بهای بازار میکند از همین رو میتوان اذعان داشت که توافق اتفاقاً رویداد مهم و جالبی برای این دسته از شرکتها خواهد شد و احتمالاً اگر کسی نگاه میان مدت و بلند مدتتر و دید مثبت روی توافق دارد بد نیست از حالا پرتفوی خود را در این دست سهمها مدیریت کند اگر توافق منجر به کاهش نرخ بهره و رشد پی به ای و ورود جریان پول شود قطعاً بازدهیهای قوی و خوبی را این سهمهای کوچک نصیب سهامداران خواهد کرد
اما عزیزان دقت کنید ما هنوز در ابتدای این راه هستیم و هنوز این اتفاق رخ نداده اما تاکید میکنیم اگر واقعا به مذاکرات خوشبین هستید اگر ورود جریان پول را جدی میبینید که البته نشانههای آن دیروز و امروز هم تا حدودی پدیدار بود میتوان کم کم شاهد چرخش و گردش بیشتر این دسته از سهمها بود و البته همچنان توصیه میکنیم با دقت از تعطیلاتهای این چنینی استفاده کرده و مروری قوی بر نمادهای ریز و درشت بازار داشته باشید تا از دل نمادها و گزینههای مختلف به انتخاب درست و همه جانبی رسیده که احتمالاً اولین جرقه رشد آنها بعد از گزارشهای ۱۲ ماهه رقم خواهد خورد …
هرچه نگاه میکنی میبینیم یک ماه پیش رو یعنی ماه اردیبهشت ماه بسیار حساس حیاتی و عجیبی برای ما سهامداران خواهد بود به یکی به شوخی میگفتم ای کاش روزها در اردیبهشت به جای ۲۴ ساعت ۴۰ ساعت بود که بیشتر میخواندیم و میدیدیم و تمیمات بهتر و قویتری را میگرفتیم معتقدیم اردیبهشت ماهی است که میتوان مبدا و منشا بسیاری از اتفاقات و تحولات شود و به نظر رویدادهای مهمی را در هر روز این ماه احتمالاً شاهد باشیم …
و اما حرف آخر … حرف آخر امروز شاید حرف دل بسیاری باشد وبهتر است کمی با دقت و اهمیت بیشتری دنبال شود … آن هم بحث شاخص و بازار و فعالان بازاراست
حالا که شاخص در آستانه ۳ میلیونی قرار گرفته و اینطور دوباره اخبار حول محور شاخص میچرخد و میگردد بد نیست که در مورد این موضوع مواردی را عرض کنیم شک نکنید هر آنچه بیان میشود با دلیل و مدرک بوده و بدون تحلیل نیست. قبل از هر چیز این اصل را به مانند بسیاری از فعالان بازار قبول داریم که حال و روز شاخص حال و روز پرتفوی ما نیست و این اصل رو هم قبول داریم که چشم همه سیاستمداران ، رسانههای بیرونی و خلاصه همه و همه به شاخص است و در واقع این عدد که حال ما را نشان نمیدهد در اصل شده دماسنج و حال بازار… یعنی اگر شاخص افت میکند بدانید حال ما چندین برابر بدتر است
ولی در همین موضوع دو نکته را در ذهن خود داشته باشید
۱ فرمول شاخص عدد درستی است و محاسبه غیر علمی ندارد اما ماجرا اینجاست که اثرات ۳۰ الی ۴۰ شرکت در شاخص با اثرات بیش از ۴۰۰ شرکت برابری میکند نکته دوم که شاید برخی خوششان نیاید این است که مدتهاست دیگر سازمان بورس در مدیریت شاخص نقشی نداشته و به دنبال شاخص سازی و این موارد نیست .
میدانیم ممکن است برخی قبول نکنند و نپذیرند و امیدواریم استدلالشان مثل استدلال دلیل منفی شدن بازار و الگوریتم و بازارگردان و دامنه نوسان و این موارد نباشد… البته این را هم بگوییم اگر نمادی از آن دارودسته بزرگهای نیویورکی!! معاملات متفاوتی را در بازار میکند که روی شاخص موثر است بیشتر به واسطه تحولات و اتفاقات داخلی آن مجموعه است که البته وظیفه سازمان این است به عنوان نهاد ناظر جلوی چنین رفتاری را بگیرد و از اتفاقات این چنینی جلوگیری کند تا شائبه دست کاری شاخص مطرح نشود ولی اگر فلان سهم یا سهامدار قصد این را دارد که قیمت سهم خود را مدیریت کند و حفظ کند از بد حادثه آن سهم هم نقش بزرگی در شاخص دارد ماجرا چیز دیگری است …
اما همین شاخص به معضل و چالش این روزهای بازار تبدیل شده بسیاری از سبدها عملکرد مدیران و صندوقها با شاخصی سنجیده میشود که ملاک درست و صحیحی در بازار نیست ولی یک نکته را عزیزان در ذهن خود داشته باشید به واقع اگر کسی واقعاً بر مبنای همین شرکتهای شاخص ساز پیشرفته باشد واقعاً عملکردی شبیه شاخص داشته و یا حتی بهتر …
در روزهای عید بود که در خدمت یکی از قدیمیترین سهامداران بازار بودیم و وقتی پای درد و دلمان نسبت به بازار باز شد،درست در نقطه مقابل به طرز عجیبی اظهار خوشبینی و خوشحالی میکرد و میگفت خیلی هم حال پرتفوی من بد نیست !! چرا ؟!
چون در پورتفوی ایشان سهمهایی مانند فارس و فملی و فولاد و غدیر و پردیس و نمادهای بزرگ این چنینی بود که اتفاقاً حال و روزشان خیلی هم بد نبود و از ریزشهای سنگین در امان بودند… منتها فرق ما با این عزیز و عزیزان این است که آنها میخرند و میاندازند و اصلاً نگاهی به سهمها ندارند اما ما هر روز در حال خرید و فروش هستیم و بعد از مدتی این روند شاخص و ضرر کردن خود را غیر قابل تحمل میدانیم
اما ماجرا به همین موضوع ختم نمیشود معتقدیم اتفاقا سازمان به عنوان سیاستگذار نقش مهمی در این ماجرا دارد اما نقشی غیر مستقیم نه مستقیم که هیچکس آن را نمیبیند و همه فقط جابجاییها و شاخص سازیها را میبیند به نظر یک رفتار خاص و ویژه باعث بروز این اتفاق و ایجاد یکی از مهمترین چالشها در بازار شده که همین حالا نیز با آن درگیر هستیم میچرخیم و میگردیم و به صندوقهای بزرگ و صندوقهای اهرمی میرسیم …
ماجرا از اینجا آغاز میشود که وقتی عمق بازار کم میشود و جریان پول محدودی در بازار وجود دارد جریان پول برای حفظ نقد شوندگی و اینکه دائم بتواند ورود و خروج خود را با سرعت پیش ببرد سراغ نمادهایی میرود که نمادهای بزرگ بازار هستند که این مقوله نقدشوندگی را در دل خود داشته و حتی با سنگینترین بحرانها نیز صف فروش آنها جمع میشود!!
حالا از خود میپرسید صف فروش توسط کی جمع میشود بله درست حدس زدید توسط صندوقهای حمایتی نظیر تثبیت توسعه و سهامداران عمده که این رفتار باعث شده این فکر در ذهن مدیران دارایی و صندوقها شکل بگیرد که خرید سهم بزرگ یعنی خرید دارایی نقد شونده .. و همین طرز فکر باعث شد جریان پولی که از کف بازار جمع میشود و راهی صندوقها میشوند در ۳۰ الی ۴۰ سهم متمرکز شده و آنها افت آنچنانی را نداشته باشند صندوقها نیز هر بار با همین دید و همین رفتار مسیر را دوباره تکرار میکنند و این کم عمقی تا وقتی ادامه دارد این رفتار نیز ادامه خواهد داشت و برای همین است که مشاهده میکنید در بازار طیف وسیعی از شرکتهای کوچک با پی به ای جذاب وجود دارد ولی کسی به آنها نگاه نمیکند
این یکی از دلایلیست که به نظر به شکل غیر مستقیم نهاد ناظر در پر وبال دادن به شرکتهای بزرگ نقش داشته و البته نقش صندوقهای اهرمی و صندوقهای بزرگ هم این میان کوچک نبوده و آنها هم با رفتار خود به این موضوع دامن زدند و نتیجه این شده که امروز شاهد آن هستیم بدنه فعال و حرفه ای تر بازار که قصد جلوتر بودن از شاخص به واسطه عملیات فعلی را دارد در سهمهای کمی پر ریسکتر وارد می شود و حرکت میکند اما از شاخص کل جا میماند…
نکته دیگر که از آن به عنوان یک انتقاد میتوان نام برد این است که رفتار اخیر سازمان در نظارت بر مدیران دارایی به نوعی مچگیری و جلوگیری از تخلفات همه را به این سمت سوق داده که رفتن سراغ سهم کوچک یعنی انداختن خود در دریایی از سوءظنها و بدبینیها و نظارتها و موارد مختلف و همین موضوع باعث شده بسیاری از جریانات پولی به جای نشستن و تحلیل کردن یا سراغ صندوقهای اهرمی بروند یا سهم بزرگ بخرند که کسی هم خیلی با آنها کاری نداشته باشد صد البته هیچکس پروژه بازی و سهم چاق کردن را تایید نمیکند اما رفتار غیرمنطقی در این موضوع باعث بروز و ایجاد این چالشها شده که نتیجه آن را امروز در عملکرد جریان پول و حضورش در بازار میبینیم
و متاسفانه باید گفت چون این رفتارها نهادینه شده و تغییری نمیکند این وضعیت ادامه خواهد داشت و جریان پول وقتی به بازار وارد میشود باز هم سراغ سهمهای بزرگ و قوی میرود و در نهایت باید گفت کی این موضوع متوقف می شود ؟!! وقتی که عمق بازار به واسطه ورود جریانهای پولی افزایش پیدا کرد و دست فعالان بازار بازتر و مدیران دارایی به منابع مالی قویتری دست پیدا کردند ان وقت میتوان شاهد بود که دوباره شرکتهای کوچک اقبال گرفته و فضای بهتری را شاهد باشند
درست شبیه همین چند روز که دقیقاً ناشی از همین موارد است …
سعی کردیم به طور خلاصه جریان شاخص سازی و اتفاقات شاخص را بیان کنیم و قطعاً در دل آن ابهامات و ایرادات و موارد متعددی وجود دارد که باید بحث شود رفتار حقوقیها رفتار صندوقهای تثبیت و توسعه فضای فعلی بازار نبود جریان پول قوی همه و همه باعث شده که این دید وجود داشته باشد که بازار به چند سهم خلاصه شده در صورتی که اینطور نیست و اصلاً چنین چیزی برازنده بازار ما نیست … بهتر است سازمان بورس پیش قدم شده و این موارد را به عنوان انتقاد بپذیرد و نسبت به تغییر عملکرد و رفتار خود حرکت کند البته هیچ چیز به شکل دستوری و بخشنامهای عملیاتی نخواهد شد معتقدیم رفتاری که سالهاست در بدنه بازار جا گرفته و نشسته و به یک رفتار تبدیل شده به این راحتیها از بین نمیرود و سهامداران هم بهتر است این موضوع را در استراتژیهای خود لحاظ کرده که با چنین سنگرها و دیوارهای بلندی مواجه هستند و باید آنها را ببینند و پشت سر بگذارند …
بتا سهم
موج خوش بینی/ موج خوش بینی/ موج خوش بینی/ موج خوش بینی/ موج خوش بینی/ موج خوش بینی/ موج خوش بینی/ موج خوش بینی موج خوش بینی/ موج خوش بینی











