گزارش بازار امروز چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴

سر سپردن به سیاست !

بازار کاملا امروز در اختیار دو جریان بود جریان اول سیاست و خبرهای شب گذشته که نیم ساعت اول را مدیریت میکرد وجو را در اختیار داشت که انصافا جو خوبی هم بود و جریان دوم هم که بازگشایی خساپا بود که کل بازار را در نیمه دوم تحت تاثیر خود داشت و البته خریداران شجاعت زیادی داشتند که خود را به موج سیاست سپردند و آخر هفته با خبرهای سیاسی همراه شدند …البته بی شک امروز تحولات خساپا در کل بازار موثر بود ولی فکر میکنیم تمام سعی بازار براین بود که این سهم بالا باز نشد و به روزهای بعد سپرده شد …
امروز دوباره فوران خبرهای مثبت و اتفاقات خاص در بازار ، آخر هفته عجیب را رقم زد و شاهد رویدادهای متفاوتی بودیم ولی قبل از هر چیز ببینیم بازار از کجا آغاز کرده و به کجا ختم شد…

بازار امروز را در حالی پیش بردیم که بعد از اتمام بازار دیروز با خبرهای نصف و نیمه مثبت بعد از پایان بازار اخبار بسیار خوبی از دور جدید مذاکرات و همچنین سخنرانی دوباره مثبت ترامپ و ویتکاف بازار امروز را آغاز کردیم و یک نیم ساعت طوفانی و مثبت را در ابتدا رقم زد همین جا یک نکته را عرض کنیم که تو گویی انگار آنها بیش از خود ما نسبت به این موضوع حساس هستند یکی با شوخی می‌گفت احتمالاً ترامپ خودرو خریده و ویتکاف سرخطی اهرمی‌ها را زده که اینطور هر روز به بازار خبرهای مثبت پمپاژ می‌کند اما در هر صورت این خبرها فضای مثبت و متفاوتی را به وجود آورد و شاهد آنچه امروز رخداد بودیم…

و البته در کنار این تحولات ما شاهد بودیم که عرضه ها نیز وجود داشت و اینطور نبود که همه چیز قفل صف خرید و شرایط قفلی پیش برود

عرضه ها در بازار طبیعی است و بعد از یک رالی صعودی و کسب بازدهی طبیعی است که برخی در پی شناسایی سود باشند حقیقت امر خبر دور جدید مذاکرات هم با اینکه بازار را از ریسک‌های منفی و خبرهای منفی که ابتدای هفته وجود داشت دور کرد اما به هر حال آن هیجان روزهای اول این مذاکرات را نداشت به هر حال دیت چهارم باید فرقی با دیت اول داشته باشد و آن هیجان قرار اول در قرار چهارم و پنجم نیست مگر بوسه شیرین و اتفاق ویژه‌ای رخ دهد که بعد از آن آثار آن را خواهیم دید … البته ذهنتان منحرف نشود منظور مذاکرات است …

از همین رو این موج عرضه در بازار طبیعی بود و البته از آن سو جریان پولی که یا نقد کرده بود و گوشه نشسته و منتظر رویدادهای بیشتر است و یا سعی می‌کرد وارد بازی نشود هم آرام آرام گوشه چشمی به بازار کرده و با کاهش ریسک‌ها خرید در بازار را آغاز کرده است که افزایش حجم معاملات در بازار به همین دلیل است و نشان می‌دهد این جریان پول با کاهش ریسک‌ها دوباره دل به دریا زده و به قول شاعر هوس‌های تازه تازه دارد…

بسیاری هم رفتار جریان پول در چرخش بین صنایع و نشستن روی صندلی شرکت‌ها و صنایع را نیز با همین شکل پیش بینی می‌کنند و حالا دوباره این چالش و سوال مطرح می‌شود که این جریان پول شاخص کل و بزرگان را حرکت می‌دهند و بازی آنها دوباره آغاز می‌شود یا کوچکترها دوباره به مانند این دو هفته پیشرو هستند

طبیعیست که بخش بزرگی از این جریان پول بین بزرگان هم حرکت می‌کند و همان رفتارهای قبل تکرار خواهد شد اما معتقدیم رفتار روی سهم‌های کوچک به پایان نمی‌رسد اما به مسائل دیگری گره می‌خورد و به این موضوع معتقدیم که در دور جدید جریان پول که البته هنوز اتفاق و رویداد سیاسی خاصی را نداشته و فقط کمی نگرانی‌ها را کمتر شده می‌بیند سراغ گزینه‌هایی خواهد رفت که از نظر بنیادی خیالش راحت‌تر و آسوده‌تر باشد و در واقع احتمالاً در دور جدید بازار خیلی روی کوچک و بزرگ مانور نخواهد داد و کارایی و بنیاد این نمادها را مدنظر قرار می‌دهد.

این رفتار و جریان جدیدی است که در بازار رخ داده و می‌تواند به رفتار تازه جریان پول در بازار منجر شود که با ریز بینی و دقت بیشتری حرکت خواهد کرد و البته شاید گرایش دوباره به سمت برخی بزرگان بیشتر شود اما این موضوع را در ذهن داشته باشید که بیس و مبنای تمام این رفتارها جریان‌های خبری سیاسی هستند و وقتی بازار اینطور به تحولات سیاسی گره می‌خورد طبیعی است که باید بپذیریم که هر جریان خبری نیز ممکن است پاره کننده این نوار پیروزی‌ها باشد .

ببینید بسیاری از خود می‌پرسند خوب در نهایت چه باید کرد بله دقیقاً همین رفتار نوسانی که بازار دارد را بسیاری در مدیریت پورتفو سرمایه به کار می‌برند شما یا باید سهمی بخرید و بیندازید و به هیچ چیزش توجه نکنید و رفتارهای کوتاه مدتی بازار را فراموش کنید و یا اگر به این جمع‌بندی و نتیجه رسیده‌اید که در بازار به شکل کوتاه مدت کار کنید این موارد و این حاشیه‌ها نیز همراه شما خواهند بود.

رفتار خاص و ویژه جریان پول که هر لحظه ممکن است تحول و تحرک خاصی را رقم زده و فضای جدیدی را به وجود آورد و طبیعیست اینگونه کار کردن ریسک‌ها و دردسرها و استرس و بالا و پایین شدن‌ها و اشتباهات زیادی را نیز به همراه می‌آورد …

این موضوع کاملا طبیعی است ممکن است همین حالا که با هم صحبت می‌کنیم رفتار چهارشنبه و شنبه هفته قبل بازار دوباره تکرار شود و به همین دلیل است که معتقدیم کار کرد تحولات بنیادی باید توجه به نقد شوندگی سهم‌ها در بحران‌ها هم باشد تا به وقت تصمیم گیری در مورد تغییر و چرخش فرمان فضا به شکل دراماتیکی برای شما پیش نرود و قفل صف فروش نباشید…

در هر صورت ما بعد از این اتفاقات و رویدادها دوباره از فضای ریسک و بحران دور شدیم و وارد فضای جدیدی شدیم و البته معتقدیم خبرهای سیاسی در مسیری قرار گرفتند که قدرت اثرگذاری آنها به مانند روز اول نیست یعنی در حال حاضر خبر مذاکره بازار را از ریسک‌ها دور می‌کند اما آن را هیجان زده نخواهد کرد چیزی که از این پس بازار و هیجان زده می‌کند رفتارهای متفاوت و خاصی است که باید رخ دهد یعنی مثلاً اعلام یک پیشنویس توافق و یا یک رویداد خاص دیگر نظیر دیدار و مواردی از این دست در غیر این صورت آثار این اخبار مثبت آثاری ساعتی و موقت در بازار است و نمی‌تواند ماندگار بماند اما جریان پول را نیز از بازار خارج نمی‌کند و ممکن است کمی رفتار او را تغییر دهد.

این را نوشتیم، آن روی سکه را هم بگوییم که وقتی چنین فضایی ایجاد می‌شود خبرهای منفی قابلیت اثرگذاری قوی‌تر و بیشتر در بازار را خواهند داشت و این یک نقطه نگران کننده برای بازار خواهد بود و اتفاقاً رفتارهای این چنینی بازار در مواجه با اخبار منفی رفتارهای هیجانی و عجیب و چکشی است

و در پایان مقدمه این بخش این موارد را نوشتیم تا بدانیم که وقتی قرار است روی طول موج‌های سیاسی حرکت کنیم بالا و پایین‌های این طول موج با بقیه موج‌ها فرق دارد و ممکن است لحظه‌ای در اوج و هیجان و خوشحالی و لذت باشید و لحظه دیگر زیر آب به نفس تنگی بیافتید پس خود را باید برای این فضا آماده کنید و به واقع همان ضرب المثل‌های قدیمی می‌افتیم که جگر شیر نداری سفر عشق نرو و این عشق بازی روی موج‌ها را اگر میروی آماده همه چیز باش …

به قول خیام …
گر مَردِ رهی، میانِ خون باید رفت
وز پای فتاده، سرنگون باید رفت

اما در بخش پایانی گزارش بازار امروز چرخی در تاریخ زده و به سراغ یکی از سیاه‌ترین و پرحاشیه‌ترین و البته رمز آلودترین اتفاقات بازار سرمایه می‌رویم که شاید برخی از نکات آن امروز برای اولین بار بیان می‌شود .  برخلاف بسیاری از عزیزان که تفکرات ساده انگارانه نسبت به این ماجرا دارند معتقدیم ۱۷ اردیبهشت یک کودتای تمام عیار بورسی‌ها علیه بورسی‌ها بود و قطعاً این را درک می‌کنید که مطالبی که اینجا عنوان می‌شود مطالبیست که نسبت به صحت آن تا حدودی اطمینان نسبی وجود دارد و البته حرف امروز ما ، هم زدن آن اتفاق تلخ نیست بلکه درس‌هایی است که می‌خواهیم در این مقطع حساس فعلی از آن رویداد عجیب بگیریم…

به ظاهر و در شکل ظاهری قضیه ماجرا اینطور بود که بعد از یک رشد شارپ و اساسی در بازار که عدد کوچکی هم نبود و بازدهی‌های بسیار خوبی را رقم زده بود شاخص در آستانه یک رکورد شکنی و فراموشی رکود و بحران سال ۹۹ و تحولات آن بود و البته در ظاهر بعد از این رشد بهانه برای ریزش زیاد بود .

ماجرا در نگاه ظاهر و حتی شرایط فعلی این است که عده‌ای از قبل از نامه نرخ خوراک مطلع بودند و زدند و بردند و فروختند و به ریش بازار و سهامداران خندیدند اما حقیقت امر متاسفانه یا خوشبختانه ماجرایی نیست که مطرح می شود و از دید ما ای کاش ماجرا این بود و یک درز اطلاعات یا استفاده و سوءاستفاده از اطلاعات نهانی موجب این فاجعه شده بود…

حقیقت امر این است که در ۱۷ اردیبهشت اتفاقات تلخ‌تری به وقوع پیوسته که از دید ما سلاخی بازار به دست خود اهالی بازار بوده اگر بخواهیم ماجرا را به شکلی ساده روان و کوتاه بیان کنیم به این شکل است که ماجرا از جلسه‌ای قبل تر ازاین تاریخ و بین برخی از فعالان و یا در آن مقطع اسم خودشان را دلسوزان بازار گذاشته بودند با برخی از نمایندگان مجلس آغاز شد ( البته این را هم بگوییم بسیاری از آنها به واسطه عذاب وجدان بعد از آن جلسه در مقاطع بعدی کمک‌های زیادی به بازار کردند)

اما صحبت‌های آنها در آن روز بهانه‌ای برای آغاز یک ماجرا یا بهتر بگوییم کودتا در بازار شد…

آنها که یا در این روند سهم نخریده بودند یا خدای نکرده فروخته بودند و تماشاچی بازار بودند و یا به هر حال عقیده داشتند که می‌خواهند به بازار کمک کنند تا اتفاقات سال ۹۹ تکرار نشود به این تک جمله خوب دقت کنید که رمز ماجرا همین بود که کمک کنیم و حرف بزنیم تا اتفاقات سال ۹۹ تکرار نشود !! جلسه گذاشتند و  این هشدار را به نمایندگان و سیستم های امنیتی و قضایی دادند که چه نشسته‌اید که ممکن است دوباره این بحران تکرار شود .

آنها هم خیلی فوری که تو گویی به اطلاعات خاصی و تحلیل خاصی رسیده بودند این موضوع را به شکلی محرمانه و فوری با وزیر و وکیل و هر آنچه فکرش را بکنید در میان می‌گذارند و حتی ماجرا این افراد به همین جا ختم نشده شایعه و شنیده‌ای داشتیم که آنها حتی با رئیس وقت قوه قضاییه هم این موضوع را مطرح کردند …

خوب تاریخ را مرور کنید در چند روز قبل از ۱۷ اردیبهشت در جلسه‌ای  رئیس جمهور نسبت به بازار سرمایه و رفتارهای آن هشدار می‌دهد و آن جلسه و آن گفتار می‌شود سرآغاز سلسله اتفاقات و رویدادهایی که ما اسم آن را می‌گذاریم تحلیل‌هایی که قرار بود کلاه بیاورند اما سر آوردند !! بسیاری بسیج شدند تا این هیجان را کنترل کنند و این آغاز اشتباه مهلک بعدی اهالی بازار بود که می‌خواستند ترمز آن را مدیریت شده بکشند اما همه چیز از دست آنها در رفت و این اتفاقات رقم خورد

رئیس وقت سازمان بورس با تماس‌ها و رفتارهای غیر رسمی با برخی از مدیران دارایی و حقوقی‌ها آنها را ترغیب به عرضه و فروش در بازار می‌کرد و البته بسیاری از حقوقی‌ها هم طبق معمول چون جو مثبت است و همه چیز خوب فروشنده سهم نیستند اما برخی زیرک‌ها و باهوش‌ها با گرفتن این سیگنال که انگار قصدی برای کنترل بازار وجود دارد شروع به فروش سهم خود و دارایی در اختیار خود کردند و آرام آرام این موج و این شایعه ایجاد شد و موج فروش شدت گرفت.

تا اینجای کار همه چیز داشت درست پیش می‌رفت بازار یک اصلاح و یک استراحت داشت و این جریان پول هم قرار بود دوباره بعد از این استراحت به دل بازار بزند اما ناگهان یک نامه همه چیز را تغییر داد.

نامه نرخ خوراک و تحولات پس از آن ،انچنان ضربه‌ای به بازار زد که هنوز که هنوز است بسیاری آن ضربه تاریخی را از یاد نبردند و موجب از دست رفتن اعتماد بسیاری از فعالان بازار شد و حالا دیگر آنجا بود که همه چیز از کنترل و از دست خارج شده بود و آنها که قرار بود فقط یک هشدار برای کنترل بازار بدهند ناگهان با صحنه‌ای مواجه شده بودند که خون و خونریزی کف تالار بورس به جریان افتاده و اوضاع به هم ریخته است هنوز که هنوزه ابعاد این اتفاق و این رویداد روشن و شفاف نشده اما آنچه بیان شد کلیتی از آن اتفاق بود که رخ داد …

از همین رو وقتی این روایت را از بالا تا پایین می‌خوانیم معتقدیم در بازار ، حرف‌ها و نوشتار و گفتار همه ما می‌تواند موثر باشد و اتفاقات این چنینی را به وجود آورد.

یک نکته را نیز بیان کنیم می‌دانیم بسیاری قبول ندارند یا مخالف هستند یا هر چیزی اما همیشه سعی کردیم نظر خود را بیان کنیم بسیاری از این عزیزان دلسوز بازار بودند و فکر می‌کردند که دارند به بازار کمک می‌کنند اما کنترل اوضاع از دست آنها نیز خارج شد و امروز شاهد هستیم که تاریخ شاید آنها را عامل این اتفاق نداند اما از این رویداد به عنوان یکی از تلخ‌ترین رویدادهای بازار یاد می‌کند و البته همچنان معتقدیم این یک کودتای درونی بود و بورسی‌ها علیه خود بورسی‌ها اقدام کردند که باز با ابزار خود نهادهای مالی و حاضرین در بازار رقم خورد و البته آنها همیشه سعی می‌کنند افرادی از بیرون را وارد ماجرا کنند و بگویند که مثلاً کدهای خاص از خبر نرخ خوراک مطلع بودند و فروختند و این موارد …

خیر اینطور نبود و البته کاش اینطور بود حداقل عده‌ای محدود از این سوء استفاده محکوم میشدند اما ماجرا آنقدر تلخ است که نشان می‌دهد اوضاع جور دیگری پیش رفته و بسیاری از افراد خود بازار درگیر این داستان بودند …

اما نکته آخر درس‌هایی است که امروز ما از این ماجرا می‌گیریم به خصوص در شرایطی که بازار اندکی رشد کرده

اولین و مهم‌ترین درس برای نهاد بالادستی و ناظر یعنی سازمان بورس است این اتفاق به همه اثبات کرد که نباید دخالت‌های این چنینی و دستوری را پیاده کنی چرا که شاید در ظاهر این فقط یک توصیه ساده باشد اما شبیه گلوله برفی می‌چرخد و ممکن است در انتها ویرانگر شود نکته بعد این را چندین و چند بار نوشتیم …

هیچگاه و هیچ وقت افراد بیرون بازار نمی‌توانند فضای بازار سرمایه را درک کنند . هنوز بسیاری از حرفه‌ای‌های این بازار در درک و تحلیل حال خود بازار مانده‌اند بعد چطور انتظار دارید یک مدیر دولتی که اصول اولیه کار خودش را هم نمی‌داند در مورد بازار سرمایه که پیچیدگی‌های فراوانی دارد اظهار نظر کند حرف ما این است باز کردن پای سیاسیون و امنیتی‌ها به بازار سرمایه اشتباه است اینجا بازاری تخصصی است باید تخصصی با آن رفتار کرد و باز کردن پای این افراد همان ماجرای کلاه بیاور و سر می‌آورد می‌شود که نمونه‌اش را در بحران ۱۷ اردیبهشت شاهد بودیم .

و اما نکته و درس آخر که حرف اصلی ما همین است …

یکی از تلخ‌ترین رفتارهای حاضر در بازار این است که اهالی بازار برای محیط کسب و کار خود احترامی قائل نیستند همواره نقدیون و کسانی که به بازار بدبین هستند یا سطح دیگری از دارایی را دارند از رشد بازار ناراحت می‌شوند و سعی می‌کنند با رفتاری ملموس یا ناملموس به بالا رفتن‌ها حساس و یا معترض باشند آنها با رفتار خود ضربه‌هایی به اعتماد عمومی بازار می‌زنند که برگشت جبران آن امکان‌پذیر نیست و در نهایت این آتش دامن همه را خواهد گرفت و برای همین است که بازار سرمایه با چنین رفتار و تفکرات کودکانه کوچک مانده و به عمق جامعه گسترش پیدا نکرده است.

بسیاری از اوقات دوستان و افراد می‌گویند چرا خبرهای منفی و یا مثلاً ریسک‌های جنگ و این موارد را پوشش نمی‌دهید یا برای آنها فوری و مهم نمی‌گذارید به واقع معتقدیم بازار سرمایه به اندازه کافی دشمن دارد و به اندازه کافی تریبون و سایت و کانال هستند که اخبار منفی را گسترش دهند بگذارید حداقل در ذهن ما آرامش نسبی برقرار باشد و در ثانی یاد بگیریم در جایی که در آن رزق و روزی و می‌خوریم کثیف کاری نکنیم !!

اینجا اول و آخر خانه ماست هرچه درآوردیم و از دست داده‌ایم همین جا بوده و برای این محیط باید ارزش و احترام قائل باشیم آن افرادی که آن روز آن جلسه کذایی را داشتند و نسبت به بازار اظهار نگرانی کرده بودند شاید اگر از نتیجه کار خود مطلع بودند چنین کاری نمی‌کردند و امروز روی صحبتمان با همه اهالی بازار است که به جای ‌بحث و جدل ها و صحبت‌های بچه‌گانه و رفتار عجیب به این فکر کنند که چطور این بازار می‌تواند توسعه پیدا کند و البته معتقدیم با چنین تفکراتی بازار سرمایه همینطور بچه می‌ماند و بزرگ نمی‌شود …

بگذریم و در این روزهای تعطیلی پیش رو اوقات شما را تلخ نکنیم اما در این روزها که اخبار حرف اول را می‌زند یاد بگیریم که رفتار و گفتار و شرایط کار  کردن و بیان نظرات ما می‌تواند تبعات عجیبی ایجاد کند که حتی خود ما از آن آگاه نیستیم …

 

بتا سهم

#گزارش_بازار

دور جدید مذاکرات / دور جدید مذاکرات / دور جدید مذاکرات / دور جدید مذاکرات / دور جدید مذاکرات / دور جدید مذاکرات / دور جدید مذاکرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *