شما مسئول آنچه بازار انجام می دهد یا نمی دهد نیستید،بلکه تنها مسئول نتیجه شیوه عملکرد نامناسبتان می باشید…

شما در حقیقت مسئول آنچه آموخته اید و آنچه نیاموخته اید و باید بیاموزید،هستید.موثرترین راه برای رسیدن به موفقیت این است که در خود رویکرد بنیادی به وجود بیاورید.زیرا این رویکرد مثل پی یک ساختمان عظیم عامل نگه داری و استواری این ساختمان است . یک رویکرد ذهنی درست برای موفق شدن چیزی است که کمتر کسی تجربه کرده است. مشکل بیشتر سهامداران این است که فکر می کنند این رویکرد ذهنی را دارند،در صورتی که فاقد آن هستند یا منتظرند بازار چنین رویکردی را در آن ها ایجاد کند.
بازار این کار را نمی کند و مطمئن باشید که هیچ میزان دانشی در مورد بازار نمی تواند جایگزین فقدان این رویکرد باشد.در اصل رویکرد مبتنی بر اصول درست سرمایه گذاری در بازار سهام می گوید شما باید از درون خود را درست کنید و معاملات خود را خودتان بهتر از قبل شکل دهید و به دنبال عوامل خارجی برای موفقیت در بازار نباشید.این فکر شماست که محیط بهتری برای شما می سازد.

فرض کنید که شما در چرخه رونق و رکود قرار دارید،بیایید پولی را که در اثر خطا و بی دقتی و معاملات اشتباه از دست داده اید محاسبه کرده و به حسابتان بازگردانید،اکنون چقدر پول خواهید داشت؟براساس این محاسبه مجدد منحنی حساب شما چگونه خواهد بود؟مطمئنا با این کار در دسته سهامداران موفق قرار خواهید گرفت.حال ببینید در مقابل ضررهای خود چه عکس العملی نشان می دهید.آیا مسئولیت کامل آن ها را می پذیرید؟آیا برای پیشگیری از وقوع آن ها سعی می کنید دیدگاه و رویکرد خود را تغییر دهید؟یا اینکه سعی می کنید در مورد بازار بیشتر بیاموزید؟

مهم ترین مشکل معامله گران این است که نمی توانند این مسئله را درک کنند که بازار هیچ رویکرد یا حالت ذهنی را ایجاد نمی کند.
بازار تنها مانند یک آینه آنچه درون شماست را به شما منتقل می کند.اگر شما دارای اعتماد به نفس هستید،دلیلش این نیست که بازار این حس را در شما به جود آورده است.بلکه به این دلیل است که عقاید و رویکرد شما باعث شده به جلو گام برداشته،مسئولیت پذیر باشید و آنچه در اختیارتان قرار داده شده است را دریابید.و اگر می ترسید،به خاطر این است که فکر می کنید بازار مسئول تولید این نتایج است.در نهایت بدترین نتیجه عدم قبول مسئولیت این است که شما در چرخه رنج و عدم رضایت گیر کنید.

اگر فقط برای یک لحظه فکر کنید،متوجه می شوید که اگر خود را مسئول ندانید هیچ نیازی هم به یادگیری و اصلاح خود نمی بینید. در این صورت رشد نمی کنید و در نتیجه مسائل را باز به همان گونه اشتباه تفسیر کرده و در نهایت یا ناراضی هستید،یا راه حل مشکلات خود را در دانش بیشتر راجع به بازار می دانید.یادگیری خوب است ولی در صورت عدم قبول مسئولیت موجب می شود آنچه آموخته اید را با شیوه های نادرست به کار برید.دانش شما در مورد بازار برای شما حالتی را ایجاد می کند که بتوانید تعدادی معامله موفق داشته باشید،ولی بدون داشتن رویکرد اصولی به جای عدم رویکرد عدم مسئولیت پذیری هرگز این موفقیت ها تداوم نخواهد داشت.

در اینجا ممکن است بگویید کسانی که ضرر می کنند به این دلیل است که دانش اندکی در مورد بازار دارند و معاملات خود را درست انتخاب نمی کنند.ممکن است این استدلال معقول به نظر برسد اما باید بدانید که تجربه نشان داده است که معامه گران زیادی وجود دارند که علی رغم داشتن دانش گشترده ای درباره بازار،باز هم ضرر می کنند. چون اگر در جایی ضرر می کنند خود را مسئول ضرر نمی دانند که بخواهند آن را جبران کنند و روش خود را اصلاح و دانش خود را به روز کنند به همین خاطر خود را به ناچار در موقعیت ضرر می بینند.

فرهنگ سازی بورس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *