همیشه متغیرهای مهم که ممکن است در آینده نزدیک به شکل با اهمیتی تغییر کنند، منجر به نوسانات با اهمیت می شوند. شناخت فاکتورهای مهم می تواند مانع از بیش واکنشی بازار شود البته در هر جهتی که بازار حرکت کند طبعا تا حدی این بیش واکنشی را داریم که به مرور اصلاح می شود.

در طول دوره های اخیر، مبنای بازار p.e تحلیلی بوده مگر آنکه فضای تورمی باعث رشد با اهمیت ارزش دارایی ها شود که در این صورت مادامی که نرخ تورم بالا باشد و خصوصا نرخ ارز روند صعودی پر قدرت داشته باشد، جهت گیری سرمایه گذاری، دارایی محور است و کمتر به p.e توجه می کنند.

همانطور که پیشتر اشاره شد عمده حرکت های بازار سهام به دلیل نرخ رشد اسمی است لذا نرخ تورم، انتظارات آتی در خصوص نرخ ارز و مسائلی ازین دست برای بازار با اهمیت است.

ازاین زاویه به فاکتورهای با اهمیت بپردازیم:

الف) وقتی انتظار برای رشد نرخ ارز وجود داشته باشد P.e ttm از p.e نسبی فاصله مثبت می گیرد.

این فاصله تا زمانی که نرخ تورم به ثبات برسد ادامه می یابد اما p.e نسبی هم می تواند نقاط تعادلی جدید به خود بگیرد. حجم پول در گردش بازار سهام، میزان شناوری بازار و یک سهم خاص، از جمله مواردی است که بر نقطه تعادلی P.e اثر خواهد گذاشت. اینجا سوال اصلی این است که P.e بالاتر از P.e نسبی گذشته متعادل می شود یا در همان نقطه قبلی تعادل می یابد.

ب) سود قابل تکرار، آن چیزی است که می توان به استناد آن سرمایه گذاری نمود.

نرخ کامودیتی ها می تواند از انتخابات آمریکا و تزریق منابع به دلیل کرونا در اقتصاد این کشور تاثیر مهمی دارد، تداوم یا کم رنگ شدن جنگ تجاری، تزریق منابع جهت حمایت از اقتصاد کرونا زده و مسائلی ازین دست، بر قیمت نفت و کالاها اثر با اهمیت دارد. همکنون انتظار اصلی تقویت بازارهای کالایی است که علت اصلی آن تزریق منابع جهت حمایت از اقتصاد بوده اما اگر بایدن بر سر کار باشد، احتمال تقویت نفت در بلند مدت به شرط کاهش تولید آمریکا وجود دارد اما در زمان ترامپ طبعا میزان عرضه بالا خواهد بود با این حال تضعیف شاخص دلار در زمان ترامپ محتمل تر است لذا به طور کلی سناریوهای تقویت بازار جهانی پر رنگ تر است.

ج) در خصوص نرخ ارز، برخی به مدل های اقتصادی مراجعه می کنند و معتقدند که نرخ ارز به نرخ های تعادلی خود باز می گردد.

برخی دیگر آمدن ترامپ را به معنای تداوم رشد نرخ ارز دانسته و روی کار آمدن بایدن را به معنای کاهش با اهمیت نرخ می دانند. گروه دیگری معتقدند که بازار دلار با فرض آمدن بایدن اصلاح کرده در واقع آن ها می گویند اگر ترامپ پیشتاز بود، قیمت ارز این نبود! در هر حال انتظار اصلی این است که قطعی شدن انتخاب بایدن، عرضه را تقویت و تقاضا را تضعیف کند لذا دلار کاهش می یابد اما نقطه تعادلی مهم است. اعدادی نظیر ۲۲۰۰۰ تا ۲۴۰۰۰ تومان برای قیمت حواله، طرفداران متعددی دارد اما به هر حال کم نیستند افرادی که از دلار ۱۵۰۰۰ تومانی در زمان بایدن صحبت می کنند. در خصوص ترامپ هم همه موافقند که با ماندن وی در قدرت، برای دلار عدد خاصی نباید پیشبینی کرد.

د) مقدار فروش شرکت ها، طرح های توسعه، خرید قطعات، وصول مطالبات و نظایر این درگیر با تحریم ها شده است.

برخی شرکت ها مثل اوره به خاطر تحریم ها محصول خود را ۳۰دلار زیر قیمت جهانی می فروشند. در خصوص متانول هم وضعیت همین است! پلیمرها با هزینه های سنگین ارسال و تحویل محصول مواجه هستند. واردات اقلام خوراکی و دارویی هم حتی با مشکل مواجه است و هزینه تولید کننده به شکل غیر مستقیم بسیار بالا رفته است به شکلی که هزینه تحریم به صورت پنهان، ۱۰درصد تا ۳۰درصد درآمد یک شرکت است. یعنی برخی شرکت ها تخفیف بالا می دهند، برخی شرکت ها برای وصول پول کارمزدهای چند برابری می دهند و برخی دیگر به دلیل تاخیر در تحویل ماده اولیه، تولیدشان در خطر است. طبعا تداوم وضعیت فعلی هزینه ها را بالا برده و آمدن بایدن هزینه ها را به حداقل می رساند و این مساله کاملا تحت تاثیر انتخابات آمریکا است.

نتیجه اولیه:

انتخاب بایدن، انتظار تورمی را کاهش داده و P.e به سمت P.e نسبی می رود. بر کامودیتی ها اثر بهتری دارد خصوصا که جنگ تجاری کم رنگ می شود و وی ۲۰۰۰میلیارد دلار دیگر به اقتصاد کرونا زده، تزریق می کند. همچنین نرخ ارز را کاهش می دهد که عدد دلار ۲۲۰۰۰ تومان بیشترین رای را میان فعالان اقتصادی دارد که البته این عدد پشتوانه تحلیلی ندارد و انتظاری است. نهایتا هزینه پنهان تحریم برای شرکت ها نیز ۱۰-۳۰درصد درآمد است که حذف می گردد که این رقم تجربی بوده و مستند نیست.

اگر فرض کنیم دلار ۲۰٫۰۰۰ تومان باشد، بدون اثر تقسیم سود مجامع، عموم شرکت های p.e محور در حدود ۶ تا ۶٫۵ هستند که این مستند به تحلیل بنیادی گروهی از شرکت ها است.

نتیجه ثانویه:

اگر ترامپ باشد، موضوع سود محوری کم رنگ می شود و بازار مجددا برای حفظ ارزش، منابع ريالی خود را به دارایی تبدیل می کند که تجربه نشان داده در این مواقع بازار توجهی به تحلیل ها نمی کند و به نظر تحلیلگران وزن نمی دهد.

اگر بایدن بر سرکار باشد، قیمت نفت و کالاها با احتمال بیشتری تقویت می شود، امکان سرمایه گذاری و هزینه پنهان تحریم به نفع تولیدکننده تغییر می یابد. طبعا P.e به سمت P.e نسبی حرکت کرده و بازار بر اساس P.e تحلیلی اقدام به سرمایه گذاری می کند.

انتخاب هرکدام، چون بر مفروضات ذهنی اثر می گذارد طبعا بر کل بازار هم اثر خواهد داشت اما به واقع اثر هیچ کدام مثبت یا منفی مطلق نیست! بر خلاف آنچه بازار بروز می دهد، متغیرهای مثبت و منفی در انتخاب هر کاندید خواهیم داشت لذا همچنان معتقدم وزن انتخابات آمریکا آنقدرها که بازار واکنش نشان می دهد نیست. با چنین طرز تفکری، انتخاب هر کدام منجر به یک واکنش مقطعی می شود اما:

در میان مدت با انتخاب بایدن اگر دلار حواله ۲۲۰۰۰ تومان باشد عملا P.e تحلیلی بسیاری از شرکت ها حدود ۵-۶ واحد است.

در میان مدت اگر ترامپ انتخاب شود، تداوم این وضعیت شدنی نخواهد بود و باز برخلاف بسیاری تصور نمی کنم دلار به هر عددی برسد. هرچند کالایی که نباشد، قیمت ندارد اما تجربه نشان داده هر از گاهی انعطاف نشان می دهند تا دخل و خرج طرف مقابل تراز شود. طرفین همدیگر را می زنند اما به قصد کشت، نه!

پس نهایتا یکبار دیگر بگویم، انتخاب هر کاندیدایی، صفر یا صد نیست اما بازار سهام صفر یا صدی برخورد کرده است. هر کدامشان فرصت ها و تهدیدهایی ایجاد می کنند اما در هر حال بازار با دلار ۲۰٫۰۰۰ تومانی در شرکت های p.e محور به p.e نسبی بسیار نزدیک شده و قاعدتا در میان مدت آن را از دست نمی دهد.

در آخر، امیدوارم خداوند به شما صبر بدهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *